تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
حضرت رسالت پناهى - صلّى اللّه عليه و آله - گردانيد ، اميدوارى از جانب نجاشى نماند ، سراسيمه و حيران گرديده به حال خود فرو مانده ، به ضرورت چارهاى نديد الا آنكه به مدينهايد و كسى را واسطه ساخته به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - اسلام آرد . القصه چون خالد وليد به مدينه رسيد خود را به خدمت على - عليه السلام - رسانيد و زبان به اعتذار گشود . امير المؤمنين على او را دلدارى نمود و به همراهى خود به مجلس شريف حضرت خير الانامى تشريف فرمود . پس خالد وليد دست و پاى حضرت رسالت را ببوسيد و به شرف اسلام مشرف گرديد . بعد از آن رسول - صلّى اللّه عليه و آله - روى به اصحاب كرده فرمود : به جهت خاطر من هر چه خالد كرده و گفته به روى وى نياريد و او را شرمنده نسازيد .

ذكر واقعهء سال هشتم و فرستادن حضرت رسالت پناه ، عمرو عاص را به جانب بنى قضاعه و ملاقات ننمودن عمرو عاص كفار را و مراجعت نمودن به مدينهء طيبه

« 1 » به صحت پيوسته و در اكثر كتب سير مبسوط و مذكور گشته كه روزى حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - نشسته بود ، خبر آوردند كه جمعى از بنى قضاعه مجتمع شده و داعيه نمودهاند كه بعضى از بلاد آن سرور را تالان كنند . رسول - صلوات اللّه عليه و آله - عمرو عاص را طلبيد و جمعى از اكابر صحابه را تابع او گردانيد و ابو عبيده را نيز امير گردانيد تا قريب سيصد كس شدند ، و ابى بكر و عمر هر دو در آن لشكر بودند ، براندند تا به موضع سلاسل رسيدند و از آنجا ارتحال نزول نموده به ارض عذره و بلقين فرود آمدند و در حواشى آن موضع مواشى بسيار به دست آوردند و به مدينه رجوع نمودند . در راه عمرو عاص به مرافقت رافع نام شخصى گفت : اى ابا بكر ! اگر چه امارت با من است اما سن و دانش تو بيشتر است مرا نصيحت فرما و تعليم كن به چيزى كه بدان نفع گيرم . ابا بكر گفت : به وحدانيت خدا ثابت باش و نماز و روزه و زكات و حج به جا آور و

هامش
( 1 ) - اين عنوان را ب ندارد .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 276 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى