تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
كجا رسيد ؟ عباس فرمود : على - عليه السلام - هر دو را به ضرب ذو الفقار به دونيم گردانيد . ابو سفيان چون آن سخنان شنيد رنگش زرد شد و در آن حال به صد غصه و الم خود را مبتلا گردانيد و از آن همه سخنان چندان در هم نشد كه خواستن آن حضرت صفيه خاتون را پس مسلمانان به نشاط و انبساط درآمدند و كفار محزون و مغموم گرديدند .

گفتار در ذكر برگشتن خورشيد انور به جهت حيدر صفدر به واسطهء دعاى حضرت پيغمبر [ عليه ] صلوات اللّه الملك الاكبر

به روايات متعدده به صحت رسيده كه چون حضرت پيغمبر در محل مراجعت از خيبر به جانب مدينه متوجه بود به منزلى فرود آمد و لحظهاى استراحت نمود . بيت :
نهاد آن آفتاب ماه منظر * به زانوى امير المؤمنين سر
خوشا معشوق كاو باشد فتاده * سرش بر زانوى عاشق نهاده
نزول وحى شد آن دم نبى را * نبود آنجا مجال اجنبى را
فغان بر چرخ رفت از مرغ و ماهى * كه ارزانى به هم باشيد الهى
بسى نبود عجب كز سير اختر * فرود آيد به مه خورشيد را سر
در اين محل جبرئيل - عليه السلام - رسيد و وحى الهى بر او نازل كرد و زمان انجلاى وحى دير كشيد تا آفتاب غروب نمود . بعد از انجلاى وحى ، حضرت نبى - صلوات اللّه عليه و آله - از على - عليه السلام - پرسيد كه نماز عصر كردى يا نى ؟ فرمود : نى يا رسول اللّه ! پس پيغمبر سر برآورد و گفت : الهى ! بر سرّ كار همه آگاهى ، اگر على را به درگاه تو قربى و منزلتى هست و به اطاعت پيغمبر تو مشغول بوده آفتاب را بازگردان تا ولى تو نماز عصر را ادا كند . آفتاب فى الحال بازگرديد و على - عليه السلام - نماز عصر را ادا كرد ، بعد از آن آفتاب به جانب مغرب مايل گرديد . بر عقلاء عالم ظاهر است كه برگشتن آفتاب اگر چه معجز حضرت پيغمبر است اما
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 269 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى