تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

چون نظر حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - بر صفيّه افتاد خاطر انور آن سرور به جانب آن خاتون پاكيزه سير مايل گرديد و به جهت خود او را برگزيد و آزاد كرد و به زنى بخواست و باقى مردمان را حكم بر قتل فرمود . بعضى اصحاب به اتفاق عمر بن خطاب نزد على - عليه السلام - آمدند و استدعا نموده حضرت امير را برداشته نزد خير الانامى بردند و از روى استدعا و التماس معروض داشتند كه خون ايشان را نريزيد و از جريمهء ايشان درگذريد و منت بر ايشان نهاده در خيبر گذاريد تا در آن باغات كار كنند نيمهء محصول ، اجرت عمل ايشان باشد و نصفى ديگر به بيت المال سپارند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ملتمس اصحاب را به اجابت مقرون داشته خون ايشان را بخشيد و ايشان را به جانب خيبر به عمارت باغات مقرر فرموده روانه گردانيد . مروى است كه حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - كتابتى مشتمل بر تعظيم تمام به جانب نجاشى فرستاده بود مضمون آنكه جعفر ابى طالب را و باقى مسلمانان را از راه دريا روانه به جانب مدينهء مشرفه سازد و ام حبيبه را به زنى عمرو بن اميهء ضمرى دهد « 1 » . چون نامهء نامى حضرت رسالت پناهى - صلّى اللّه عليه و آله - به وى رسيد شرايط عزت و لوازم خدمت مرعى داشته جعفر را حاضر گردانيد و ضيافت پادشاهانه به تقديم رسانيد و ام حبيبه را به عمرو داد و دو كشتى نيكو ترتيب داده اسباب سفر حسب المدعاى جعفر و باقى مسلمانان ديگر ترتيب نمود و ايشان را روانه فرمود . اتفاقا در آن روز كه خيبر مفتوح شد و امير المؤمنين على - عليه السلام - به انواع التفات حضرت رسالت پناه اختصاص تمام يافت خبر آوردند كه جعفر از حبشه رسيد . حضرت نبوى - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه اكابر اصحاب و احباب استقبال نمودند و چون على - عليه السلام - برادر خود را بديد از كثرت اشتياق اشك از ديده بباريد و زبان حالش مترنّم به اين مقال گرديد ، بيت :

هامش
( 1 ) - ابن اسحاق از محمد بن على بن حسين ( امام محمد باقر عليه السلام ) روايت مىكند كه رسول خدا ، عمرو بن اميهء ضمرى را دربارهء ازدواج با ام حبيبه نزد نجاشى فرستاد و نجاشى او را براى رسول خدا خواستگارى كرد ( تاريخ پيامبر اسلام ، ص 67 ) .