تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
مىنمود و فلك بر او تحسين مىفرمود ، بيت :
دليران سپه گشتند خونريز * فلك زد بر سمند فتنه مهميز
على خود را بزد بر قلب بدخواه * چو بر انجم شه خاور سحرگاه
به جنگ آورد شير كينهور زور * رميدند از نهيبش گلهء گور
امير المؤمنين در آن حمله هفت تن از مهتران و بهتران ايشان را بر خاك افكنده مردان جنگى روى به گريز آوردند و امير از عقب ايشان مىرفت و لشكر اسلام از عقب امير مردان فغان و فرياد مىكردند و مسلمانان به معاونت على - عليه السلام - مردانگى مىنمودند ، آتش حرب زبانه كشيده بود و على - عليه السلام - بر در خيبر به هر جانب حمله مىفرمود . بيت :
چو با شمشير كين سر پنجه افراخت * به هفت اندام گردون لرزه انداخت
راوى گويد كه يهودىاى ضربتى بر دست على - عليه السلام - زد و محل بغايت نازك بود ، خود را نگاه داشت و سپر از دست بگذاشت ، يكى از آن جهودان دويد و آن سپر را برداشته خود را به قلعه رسانيد . اما دشمنان چون على - عليه السلام - را بىسپر ديدند از اطراف و جوانب حصار ، على - عليه السلام - را به سنگ و كلوخ مىزدند و با تير و شمشير انواع ضرب و طعن به آن حضرت رسانيدند ، آتش غضبش شعله كشيد و نايرهء غيرتش مشتعل گرديد ، حمله برد و روى به حصار آورد و دست دراز كرد و حلقهء در را گرفت و به قوت جسمانى و به امداد و معاونت قوت رحمانى در خيبر را بكند و سپر خود ساخت . بيت :
به زور حيدرى بر كندش از جا * سپر كردش روان شد سوى اعدا
و تنى چند را به قتل آورد . جماعت يهودان كه ضرب او را ديده بودند و طايفهء خيبريان كه زور بازوى او را نيز مشاهده نمودند به يك بار از زير و بالاى حصار اعتراف به عجز نمودند و آلات و ادوات حرب را از خود جدا ساخته بر زمين ريختند و فرياد