باطل گرديد و بر هم حملهها بردند كه مرادشان حاصل نگرديد . القصه آن ستمگر از هر جانب به طرف على مىدويد و از حملهء حضرت على نيز به مشابه مرغ تيزپر مىپريد تا بسيار حملهها بردند و بر يكديگر فيروز نگرديدند . آن كافر لعين آخر الامر حملهاى عظيم برد و خواست كه تيغ كين بر فرق امير المؤمنين اندازد . امير نيز بر او حمله برده او را امان نداد و ذو الفقار صاعقه آثار آتشبار را بر بالاى سر او به جلوه درآورد و چون لمعان « 1 » تيغش بدرخشيد آن كافر غضبناك بترسيد ، و روايت چنان است كه مرحب به دو گز قامت از حضرت شاه مردان زياده بود و بلندتر مىنمود حق سبحانه و تعالى خواست كه اعلاى دين محمّدى نمايد و علم كفر و ضلالت را نگونسار گرداند ، دست على عالى قدر را آن چنان بلند ساخت كه دوست و دشمن چنان ديدند كه به دو گز از مرحب بلندتر مىنمايد و خدا را به نام كه دانست و توانست بخواند و ذو الفقار را بر قبهء سر مرحب برگشته روزگار زد كه سپر به دونيم گرديد و تيغ بر ميل دو بلقه رسيد و بريد و همانا سرّ معنى : و ما رميت اذ رميت « 2 » به ظهور انجاميد . خود و عمامه و تارك و نيمتارك و مغفر و گردن و تمام آلات حديدى از زره و جوشن به دونيم گرديد و بمثابه دو بركنده كوه از دو طرف پاشيد . بيت :
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 260
مساهمون: أحمد بن تاج الدين استرآبادى
ص٢٦٠
گذشت آزاد شمشير جهانگير * ز خود و مغفر و دستار و زنجير
سر و دندان و گردن نيز بشكافت * ز سينه مهرهء پشتش بينداخت
بر ضماير ذاكيهء عقلاى عالم و فضلاى بنى آدم پوشيده و مخفى نيست كه تيغ زن هر چند زورآورنده باشد به مجرد زور بازو و دونيم كردن آدمى با وجود اين همه آلات آهنى جز به محض عنايت الهى نتواند بود . مرحب اگر چند بىحد دلاور بود اما نتوانست با شير خدا برابرى نمود . بيت :
پلنگ دمان گرچه باشد دلير * نيارد زدن پنجه با نره شير
هامش
( 1 ) - هر دو نسخه : « يلمان » .
( 2 ) - انفال 8 / 17 .