تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
صلوات اللّه عليه و آله - فرمود : الهى ! ابو اليسر را كار آسان گردان و ما را از اين گوسفندان طعمه كرامت فرما . چوپان واقف گرديد و گوسفندان را به جانب او دوانيد . از بركت دعاى رسول ، ابو اليسر خود را به گوسفندان رسانيد و دو گوسفند بزرگ را برداشته در زير بغل درآورده مانند باد روان گرديد و دوان دوان آمد تا نزد پيغمبر رسيد . اصحاب از خردى او و بزرگى گوسفندان تعجب كردند و آن گوسفندان را ذبح كردند و طعامى ترتيب دادند و هزار و چهارصد كس از لشكر اسلام سير طعام شدند . روز ديگر اصحاب از گرسنگى در تاب شدند و شكايت نزد رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آوردند . آن سرور دست نياز به قيّوم كارساز دراز كرده گفت : الهى از سرّ دلها آگاهى ، اگر مسلمانان در طاعت تواند حصارى به دست ايشان مفتوح گردان كه در او طعام باشد . راوى گويد كه [ آن سرور ] مردم را به حرب قلعه امر فرمود . بيت :
به سوى قلعه رو كردند اصحاب * چه تمكين مشت خس را پيش سيلاب
مجاهدان سيّد ابرار و وفاداران پيغمبر عالى مقدار اتفاق نمودند و پشت يكديگر گشته گروه گروه حمله بر آن قلعه بردند و تير و شمشير مىزدند و همديگر را مجروح مىكردند . آخر كفار به موجب الفرار مما لا يطاق روى به گريز آوردند و آن قلعه را گذاشته به قلعهء ديگر رفتند . مسلمانان به آن قلعه درآمدند و طعام بسيار واقشهء بىشمار به دست آوردند . بيت :
ز هر جنس نفايس بود چندان * كه در عمرى نمىشد منحصر آن
مسلمانان بسى شوكت گرفتند * ز آلات جدل قوت گرفتند
اهل خيبر به سخت‌ترين قلاع آن را « قموص » مىگفتند ، رفتند و اين قلعه سخت‌ترين قلاع بود و از هيچ ممر تصرف در آن قلعه نمودن ميسّر نبود . بيت :
ز پائين تا به فرقش سنگ خاره * خراش از كنگرش ديده ستاره
ز رفعت كرده سر از ابر بيرون * ز رعد و منجنيق ايمن چو گردون
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 252 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى