ذكر وقايع سال هفتم از هجرت و محاربه نمودن امراى پيغمبر و شكست يافتن از كافران بد سير و حرب نمودن امير المؤمنين حيدر و كشتن حارث و مرحب و بركندن در از خيبر
سحر آهنگ زد مرغ خوش آواز * كه آب جوى شد باز ارغنون ساز
صبا برقع فكند از چهرهء گل * ز غيرت شد فزون فرياد بلبل
گشاى اى باغبان گلزار را در * كه كرد امسال حيدر فتح خيبر
دمى بر رغم بدخواه جفاجو * به گلگشت چمن باشيم هر سو
چون آن سرور از سفر حديبيه مراجعت به مدينه نمود ، راوى گويد كه خسرو ملك نبوت به پادشاهان هر كشور و ولايت كس فرستاد و نامه روان گردانيد و ايشان را به وحدانيت خدا و رسالت خود ارشاد فرمود و چون از ارسال رسل فارغ گرديد ، روى به اصحاب كرد و به طريق كنايه و اشاره وعدهء فتح خيبر نمود . اما آن حضرت منتظر رخصت و اشارت بود از نزد خداوند و دود . جبرئيل - عليه السلام - از پيش رب جليل آمد و منشور موفور السرور
إِنَّا فَتَحْنا لَك فَتْحاً مُبِيناً
« 1 » به توقيع منيع
وَ يَنْصُرَك اللَّه نَصْراً عَزِيزاً
« 2 » موشح و مزين ساخته آورد . اصحاب پيغمبر از مژدهء فتح خيبر ، شكر رب الارباب به تقديم رسانيدند و آن حضرت منادى فرمود كه مردم تهيهء جهاد كنند و به قصد جهاد از منزل خود بيرون آيند لا يخرج معى أحد الّا للجهاد يعنى : هيچكس با من بيرون نيايد مگر از براى جهاد . بيت :
كه بهر عزم خيبر صدق بايد * كسى كز بهر مال آيد نيايد
و اين به سبب آن بود كه بعضى منافقان به واسطهء غارت و تالان مىآمدند از براى آنكه در صفحهء خاطر جميع خلايق از مخالف و موافق نقش بسته بود كه اقبال دولت محمّدى و آثار رفعت احمدى ، اهل خيبر را هلاك خواهد ساخت و بيخ و بنياد آن گروه
هامش
( 1 ) - فتح 48 / 1 .
( 2 ) - فتح 48 / 3 .