ذكر متوجه شدن حاطب بن ابى بلتعه و رسانيدن كتابت آن سرور را به مقوقس در بلاد اسكندريه
و آن نامه را ببوسيد و بر سر و روى خود ماليد و شرايط حرمت و لوازم عزت حاطب مرعى داشت و تكلف طعام و ادام « 1 » به جاى آورد اما ايمان به وحدانيت خدا و به رسالت حضرت مصطفى نياورد و از براى پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - تحف و هداياى بىشمار فرستاد از آن جمله چهار كنيزك تركيه همه پرمال و صاحب جمال و به عقل و دانش در غايت كمال و يك غلام خواجه سرا به غايت زيبا روى و بىنهايت پاكيزه لقا و يك استر سفيد بادرفتار برق آثار كه آن را « دلدل » مىگفتند و كسى مثل آن استر نديده بود و يك درازگوش مصرى و بيست قد جامهء اعلا و هزار مثقال طلا ، و حاطب را خلعت ملوكانه پوشانيد و صد مثقال طلا به وى رسانيد . چون حاطب به مدينه آمد و تحف و هدايا به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - گذرانيد ، پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - آن را به على - عليه السلام - ارزانى داشت و فرمود كه مقوقس تقصير كرد كه به شرف اسلام مشرف نشد اما زود باشد كه بختش