تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
خود را به آن حضرت ظاهر گردانيد .

ذكر متوجه شدن حاطب بن ابى بلتعه و رسانيدن كتابت آن سرور را به مقوقس در بلاد اسكندريه

روايت است كه رسول - صلّى اللّه عليه و آله - حاطب به ابى بلتعه را به اسكندريه نزد مقوقس فرستاد و چون رسول رسول خدا به آن ديار رسيد و خبر آمدن او منتشر گرديد اكابر آن ديار و بزرگان آن ناحيه و امراى درگاه و مقربان بارگاه مقوقس ، حاطب را استقبال نمودند و شرايط تعظيم و لوازم تكريم به جاى آوردند و او را از روى عزّت و حرمت به مجلس مقوقس درآوردند . حاطب كه رسول اللّه بود ، بيت :
كتابت را به شاه مشركان داد * مقوقس خاست از جاى خود آزاد
به حرمت نامه را بگشاد و بر خواند * نشست و ميهمان را نيز بنشاند

و آن نامه را ببوسيد و بر سر و روى خود ماليد و شرايط حرمت و لوازم عزت حاطب مرعى داشت و تكلف طعام و ادام « 1 » به جاى آورد اما ايمان به وحدانيت خدا و به رسالت حضرت مصطفى نياورد و از براى پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - تحف و هداياى بىشمار فرستاد از آن جمله چهار كنيزك تركيه همه پرمال و صاحب جمال و به عقل و دانش در غايت كمال و يك غلام خواجه سرا به غايت زيبا روى و بىنهايت پاكيزه لقا و يك استر سفيد بادرفتار برق آثار كه آن را « دلدل » مىگفتند و كسى مثل آن استر نديده بود و يك درازگوش مصرى و بيست قد جامهء اعلا و هزار مثقال طلا ، و حاطب را خلعت ملوكانه پوشانيد و صد مثقال طلا به وى رسانيد . چون حاطب به مدينه آمد و تحف و هدايا به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - گذرانيد ، پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - آن را به على - عليه السلام - ارزانى داشت و فرمود كه مقوقس تقصير كرد كه به شرف اسلام مشرف نشد اما زود باشد كه بختش

هامش
( 1 ) - ادام خورش ( معين ) .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 244 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى