تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
ما و شما را و جميع اهل كتاب را به وحدانيت خدا و به رسالت خود دعوت نموده . روميان چون اين سخن بشنيدند برخاستند و به اتفاق جماعت بيت المقدس از وى روىگردان شدند و صف قتال بر هرقل بياراستند . بيت :
ز جا هرقل بجست آوازشان داد * كه برگرديد رحمت بر شما باد
پس بالضروره به تسلّى خاطر ايشان اين كلمه گفت كه مقصود من امتحان شما بود در آن كه معلوم كنم در دين خود ثابت هستيد يا نى ؟ للّه الحمد و المنّة كه شما را عظيم همدم و در دين قديم يافتم و يگانگى شما را در محافظت دين مبين نيكو دانستم و پسنديدم و راضى شدم . آن جماعت به خدمت هرقل آمدند و روى نياز بر خاك آستان او ماليدند و خشنود گرديدند . غرض كه ايمان آوردن هرقل نزد مورخان محقق نيست و دحيهء كلبى شب از آنجا گريخت و خود را به مدينه رسانيد .

فرستادن آن سرور عبد اللّه بن حذافه را نزد كسرى به رسم رسالت و او را به اسلام دعوت نمودن

بر آن شد سيّد فرخنده احوال * كه بر كسرى نمايد نامه ارسال
مطيع خود كند شاه عجم را * دهد پيرايه دين محترم را
كند بر بت‌پرستان ملت اظهار * لواى كفر را سازد نگونسار
آن سرور منشى طلبيد و در صدر نامه نوشت : من محمّد رسول اللّه إلى خسرو پرويز و آن نامه را تمام كرد و عبد الله حذافه را طلبيد نامهء نامى را به وى داد و او را به جانب كسرى به مداين فرستاد . آن قاصد بعد از طى مقاصد به مداين رسيد و نامهء آن سرور را به كسرى رسانيد . چون نامهء نامى پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - را گشود و نام آن حضرت را بر بالاى نام خود ديد به غايت متغير گرديده برآشفت و در آن آشفتگى حرف بىادبانه گفت . آن سيه‌بخت برگشته روزگار و آن بىسعادت تبه روزگار كتابت را ناخوانده و بر مضمونش واقف نگرديده پاره پاره كرد و بينداخت و گفت : عرب را چه
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 241 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى