تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
هرقل پرسيدند كه چند گاه باشد كه اين سخن را از محمّد شنيدهاى ؟ ابو سفيان واقعهء شب معراج را تقرير كرد . آن جماعت گفتند : اى ملك ! اين سخن راست مىنمايد به سبب آنكه عادت ما چنان بود كه در محل خواب ، درهاى بيت المقدس را مىبستيم در آن شب كه ابو سفيان مىگويد هر چند خواستيم كه يك در را بند كنيم نتوانستيم به هيچوجه و همچنان در را فراز گذاشتيم و به خانه‌هاى خود رفتيم و چون بامداد به آنجا آمديم اثر بستن دابه نزديك آن در ديديم و در اين ديار ما كسى را دابه نيست و مسافرى نيز اينجا نرسيد . هرقل را چيزى به خاطر رسيد فرمود : فرستادهء پيغمبر را به گوشهاى بريد و ملاحظه نمائيد كه ختنه دارد يا نى ؟ بعد از ملاحظه نمودن معروض داشتند كه اين مرد ختنه دارد . او را پيش خود طلبيد و از او پرسيد كه عرب ختنه مىكند يا نى ؟ گفت : آرى . هرقل گفت : زود باشد كه اين جماعت بر بلاد روم و فارس غالب شوند و تمامى ممالك عالم را به حوزهء تصرف خود در آرند . بعد از آن كتابت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - را فرمود كه گشودند در وى نوشته بود : من رسول اللّه الى هرقل ملك الرّوم . بعد از آن دعوت كرده بود به خداوند يكتاى بىهمتا و آفرينندهء ارض و سماء و به رسالت خود ، و در آخر نامه نوشته بود :
قُل يا أَهْل الْكِتاب تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّه وَ لا نُشْرِك بِه شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِن دُون اللَّه فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون

« 1 » و بعد از نوشتن كلام ربانى كلمهاى چند نوشته بود مضمونش آن كه ، بيت :

به سلطانى ترا ممتاز كرده * در نعمت به رويت باز كرده
مسلمان شو كه مانى با سلامت * سرافرازى كنى روز قيامت
بعد از خواندن كتابت پيغمبر و مطلع شدن بر مضمون خطاب آن سرور ، هرقل روى به مردم كرد و گفت : اى معشر بشر ! و اى عظماى بيت المقدس و علماى دانش‌گستر ! بدانيد و آگاه گرديد كه محمّد عربى دعوت نبوت كرده و مكتوبى به ما فرستاده و
هامش
( 1 ) - آل عمران 3 / 64 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 240 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى