تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
لَقَدْ رَضِيَ اللَّه عَن الْمُؤْمِنِين إِذْ يُبايِعُونَك تَحْت الشَّجَرَةِ

« 1 » نازل شد . قريش چون از سرعت بيعت مسلمانان به پيغمبر و اطاعت و فرمانبردارى اصحاب آن سرور واقف گرديدند ، بترسيدند و وهمى تمام و رعبى لا كلام در دلهاى ايشان راه يافت . پس اهل مكه به اتفاق مصلحت ديدند كه با رسول - صلّى اللّه عليه و آله - صلح كنند و آتش فتنه را به آب صلح بنشانند ، عثمان را استدعا نموده نزد آن سرور فرستادند و از عقب او سهيل « 2 » را به خدمت آن سرور به جهت اهتمام و استحكام صلح روانه كردند . چون سهيل به خدمت پيغمبر آمد گفت : ما با تو صلح مىكنيم به شرط آن كه امسال حج نگزارى و در سال ديگر به مراد خاطر خود حج‌گزارى و سه روز در مكه باشى . اصحاب رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ملول شدند و اصلا به صلح چنين راضى نبودند و مسلمانان از اطراف و جوانب انواع سخنان گفتند اما حضرت پيغمبر به صلح رضا داد و مهم ايشان به كتابت رسيد . در اين محل عمر برخاست و گفت : يا رسول الله ! من به اين صلح راضى نيستم و نزد على - عليه السلام - آمد تا او را يار خود سازد و به اتفاق نزد پيغمبر آمده صلح را بر طرف سازند . على - عليه السلام - فرمود كه اى عمر ! سعادت ما مربوط به ارادهء پيغمبر است و كار اين سرور به موجب فرمان خداوند اكبر است . القصه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - على را طلبيد كه بنويس : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . سهيل گفت : ما رحمن رحيم نمىدانيم بنويس : باسمك اللّهم . على نوشت . بعد از آن جناب پيغمبر فرمود كه بنويس : هذا ما قضى عليه محمّد رسول اللّه . سهيل گفت : ما اقرار به رسالت تو نداريم . آن سرور فرمود بنويس : من محمّد بن عبد اللّه . على - عليه السلام - فرمود كه حالا رسول الله نوشتهام . رسول - صلى الله عليه و آله - ديد كه على را به غايت دشوار مىآيد كه رسول را از صحيفه محو كند آن صحيفه را از على گرفت و به دست مبارك خود رسول را محو كرد و محمّد بن عبد اللّه نوشت . و آن يكى ديگر از معجزات پيغمبر است و اين معنى را حافظ شيرازى - عليه الرحمة - به نظم آورده

هامش
( 1 ) - الفتح 48 / 18 .
( 2 ) - سهيل بن عمرو ( از بنى عامر بن لؤى ) .