تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
سوار شويد و در پناه حق درآمده مقدمهء لشكر اسلام گرديد و به جانب دست راست باديه به سرعت تمام برانيد . پس على - عليه السلام - با مردى چند به فرمودهء نبى - صلوات اللّه عليه و آله - بيت :
عنان عزم از باد صبا ساخت * چنان بر منقلاى دشمنان تاخت
كه چون آگه شدند اعداى غافل * عيان شد لشكر دين در مقابل
خالد وليد وقتى واقف شد كه غبار لشكر اسلام بديد و شيههء اسبان و نعرهء مبارزان شنيد . فى الحال روى به گريز نهاد و تا پيش ابو سفيان جايى نايستاد . بيت :
ز شيران روبهان رم كرده رفتند * ز مهر انجم صفت در پرده رفتند

خالد وليد ابو سفيان را از آمدن آن سرور واقف گردانيد و روز ديگر پيغمبر كوچ كرده براند و به موضعى كه خالد وليد بود برسيد ، شتر آن سرور به زانو درآمده نشست و هر چند مقرعه « 1 » بر او زدند اصلا از آنجا برنخاست . مردمان گفتند : يا رسول اللّه ! شتر از رفتار بازماند ، در اين راه چه خورده باشد كه بيمار گشته ؟ رسول فرمود : و اللّه كه آن خدايى كه اصحاب فيل را از مكه رفتن منع كرد اين شتر را نيز منع كرد . بيت :

كند منعش ز مكه حال اين است * شكى نبود در اين علم اليقين است

و آن موضعى بود كه آن را حديبيه مىگفتند ، آنجا منزل ساخت و ياران را فرمود كه اينجا فرود آئيد و خيمه‌ها بر پاى كنيد . مردم در اطراف پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - منزل گرفتند و خيمه‌ها بزدند و چاهى بود آنجا ، ياران آب كشيدند ، ديگر آب نماند ، مردم به جهت بىآبى شكايت كردند ، تيرى از جعبه « 2 » بيرون كرده فرمود كه در آن چاه به فرو بريد و بيرون آريد . به موجب فرمودهء رسول عمل نمودند ، آب از آن چاه به جوشيدن آمد ، اصحاب هر چند آب كشيدند آب كم نشد . بديل بن ورقاء از مكه به رسم

هامش
( 1 ) - مقرعه تازيانه .
( 2 ) - الف : « حبهء رسالت » .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 231 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى