اللّه نمائيد . سعد عباده گفت : يا رسول اللّه ! اسلحه برداريم يا در خانه بگذاريم ؟ رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه نيت عمره كردهايم سلاح همراه نمىبريم . اما عمر گفت :
يا رسول اللّه ! از تعرض ابو سفيان ايمن نيستيم اگر سلاح همراه باشد چه شود ؟ رسول - صلوات اللّه عليه و آله - بدان راضى نشد . پس آن سرور روز ديگر غسل كرد و جامهء سفر پوشيد و بر راحلهء قصوى سوار شد و ابن [ ام ] مكتوم را در مدينه خليفه ساخت و با چهار هزار كس روى به مكه آورد . بيت :
زدش برق محبت شعله در جان * تنش بىجان ز شوق روى جانان
هواى وصلش افزون گشت در دل * به عزم كوى جانان بست محمل
هماى شوق سيد كرد پرواز * ز جان عاشقان برخاست آواز
منافقان افشاى آن راز كردند و خبر توجه پيغمبر به جانب قريش به ابو سفيان رسانيدند . قريش به اتفاق ابو سفيان و مشركان از اطراف و جوانب لشكر در هم كشيدند و از مكه بيرون آمده خالد وليد و عكرمة بن ابى جهل را مقدمهء لشكر ساختند . چون اين خبر به آن سرور رسيد كه قريش توجه او را به جانب مكه معلوم كردهاند و به داعيهء مقاتله و محاربه از مكه بيرون آمدهاند و از پيش پيشقراول فرستادهاند ، رسول ، اكابر اصحاب را طلبيد و با ايشان مشورت كرد . بعد از گفتگوى بسيار مهاجر به اتفاق انصار گفتند : اى پيغمبر عالى مقدار ! و اى برگزيدهء ملك جبار ! ما همچو قوم بنى اسرائيل نيستيم كه گوئيم :
فَاذْهَب أَنْت وَ رَبُّك فَقاتِلا
« 1 » ؛ بلكه مىگوئيم ما در همه باب با تو اتفاق داريم سيّما اگر روى به حرب نهى در قدمت جان مىسپاريم . چون رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ياران مهاجر را موافق و دوستان انصار را صادق ديد فى الحال على - عليه السلام - را طلبيد و گفت : خالد وليد سر راه بر مسلمانان گرفته و از راه عناد و فساد ، مقدمهء لشكر مشركان گرديده مصلحت چيست ؟ على - عليه السلام - گفت : يا رسول اللّه ! فرمانبردارم و هر چه فرمايى بدان قيام نمايم . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود :
هامش
( 1 ) - المائدة 5 / 24 .