تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
اصحاب كرده فرمود : هيچ احدى اين مقدار وفادارى و جان سپارى به من نكرد كه سعد كرد بعد از برادرم على بن ابى طالب عليه السلام .

گفتار در ذكر مكر ابو سفيان و طريق عيارى نمودن به اتفاق مشركان

واقدى كه راوى اخبار نبوى و مخبر آثار مصطفوى است مىگويد كه ابو سفيان از غصهء پيغمبر ( ص ) شب و روز قرار نداشت و به هيچ طريق راه عناد و فساد را نمىگذاشت . پيوسته گروه عياران را مىديد و از ايشان استمداد و همراهى در قتل آن سرور مىطلبيد . در ميان جماعت مفسدان مردى از عرب پديد آمد و شيطان را وسيله ساخته به منزل ابو سفيان درآمد و گفت : ترا در غصهء محمّد خراب مىبينم و از عداوت او جگرت را كباب مشاهده مىنمايم اگر حاجت مرا به مراد خاطر من بر آرى و به جهت اهل و عيال من نفقه ارزانى دارى من به قتل محمّد اقدام نمايم و در چنين امر خطير شروع نموده به اتمام رسانم . ابو سفيان مراد آن شيطان را فيصل داد و نفقهء ضرورى اهل و عيال او را بداد بعد از آن بر اشترى تيزرفتار سوار گردانيد و او را به جانب مدينه به قتل پيغمبر به سرعت تمام دوانيد و گفت : مراد تو برآوردم ، تو مقصود من حاصل كن . و ابو سفيان به هبل سوگند خورد كه چون محمّد را بكشى از مال هر چه خواهى ارزانى دارم و ترا از محنت فقر و درويشى بر آرم . القصه آن شخص بعد از نيم‌شب از مكه بيرون آمد و بعد از شش روز به مدينه در آمد و از مردم پرسيد كه پيغمبر كجاست ؟ گفتند : در مسجد است . آن حضرت با جمعى از اصحاب در مسجد نشسته بود و از لفظ گهر بار حديثى مىفرمود كه آن عرب ، راحله را بر در مسجد بست و درآمد و متوجه پيغمبر شد . چون چشم رسول بر آن مرد مجهول افتاد به اصحاب فرمود كه اين مرد كه مىآيد غدّار مىنمايد و ليكن به مراد خاطر خود نمىرسد ، و او دليرانه مىآمد تا به نزديك پيغمبر - صلوات اللّه عليه و آله - رسيد . اسيد بن حضير او را بازپس كشيد و گفت : اى بىادب ! نزديك رسول خدا اين نوع نمىتوان رفتن ، دست كرد و در زير جامهء او خنجرى ديد ، گفت : يا رسول اللّه ! اين مرد غدّار دشنه
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 227 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى