تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
على ! اين جماعت چون مرا ببينند بىادبانه سخن بر زبان نرانند و زبان ايشان از كار رفته نالايق گفتن نتوانند . راوى گويد : چون آن سرور نزديك حصار آمد آواز برآورد كه : يا اخوان القردة و الخنازير ! يعنى اى برادران بوزينگان و خوكان ! از چپ و راست حصار فرياد برآوردند كه : يا ابا القاسم ! ما كنت فحّاشا تو هرگز فحش نگفتى و فحش گو نبودى ، چه واقع شد كه دشنام مىدهى ؟ [ از ] امام به حق ناطق امام جعفر صادق - عليه السلام - منقول است كه پيغمبر چون از آن گروه مشركان اين سخنان شنيد از كثرت حيا نيم‌تيزهاى كه در دست داشت از دست آن سرور افتاد و از شرمندگى بازگرديد و رداى مبارك كه بر دوش افكنده بود بر زمين افتاد به سبب آن مقدار سخن درشت كه به مشركان گفته بود و چگونه اين چنين نباشد كسى كه حق تعالى در صفتش فرموده است :
وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِين

« 1 » . بعد از آن ، آن سرور سعد وقاص را امر فرمود و جماعت ديگر را كه بر ايشان تير اندازند . پس از هر دو طرف يكديگر را تير باران كردند و بعد از مدتى دست از جنگ بداشتند تا روز شد . چون آفتاب از افق مشرق طلوع نمود آغاز جنگ كردند . بيت :

صباحش باز جنگ آهنگ كردند * گهى با تير و گه با سنگ كردند
تا پانزده روز ميان كافران و مسلمانان محاربه و مقاتله بود . اهل حصار بىقرار شدند و سلامت از ايشان رفته به يك بار خوار و زار گرديدند و دست از قتال بداشتند و ترك جدال نمودند و از راه اعتذار درآمده گفتند : با يكديگر سخن گوئيم و به هر چه قرار يابد بر آن موجب عمل نمائيم . پس اهل حصار « نباش » نام شخصى را به خدمت آن سرور فرستادند كه ما را راه دهيد كه دست زنان و فرزندان گرفته بيرون رويم و اموال و امتعه و مواشى و اسلحهء ما از آن شما باشد . آن سرور قبول مقال ايشان ننمود و فرمود : از اين حصار بيرون مىبايد آمد و به هر چه امر فرمايم شما را گردن مىبايد نهاد . نباش بازگرديد و سخن آن حضرت را به سمع بنى قريظه رسانيد . كعب بن اسد كه پيشوا و
هامش
( 1 ) - الانبياء 21 / 107 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 222 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى