تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
كشيد ، تيغ آن حرامزاده سپر را دونيم كرد و عمامه بريده گشت و زخمى منكر بر فرق مبارك آن حضرت رسيد . راوى گويد كه حضرت على - عليه السلام - با وجود آن زخم كارى بر جانب دشمن ميل نمود و عمامهء پريشان شده را به گرد سر محكم گردانيد . در اين محل عمرو حملهاى ديگر آورد . چون على مرتضى ديد كه آن غدّار نابكار حمله مىآورد مانند شير شرزه بغريد و بر سر او دويد و از خداوند كارساز ، نصرت دين پيغمبر و سرافرازى خود طلبيد . بيت :
قدم زد جانب بد خواه نادان * به كف شمشير و بر لب ذكر يزدان
و آن ذو الفقار صاعقه آثار را بر فرق دشمن حواله كرد . آن بدكردار برگشته روزگار از بيم جان و از صلابت امير مردان سپر در سر كشيد . تيغ حيدر صفدر بر قبهء سر آن كافر بد سير آمد ، بريده شد به ميل و دو يلمقه رسيد ، دونيم گردانيد ، همچنان دو يلمقه و عمامه و ترك و نيم‌ترك و فرق و گردن و سينه و شكم و جوشن و زره و كمر هر چه بود بريده به دونيم شد . و در بعضى تواريخ آمده كه تيغ بر كمر او زد و همچون خيار به دونيم كرد . مثنوى :
به وقت تيغ راندن شاه صفدر * برآورد از جگر الله اكبر
كه يعنى مظهر كل عجايب * شد از توفيق حق بر خصم غالب
ملائكه ملكوت از غرفهء آسمان تماشا مىكردند و ساكنان طبقات زمين از كافر و مسلمان گوش بر آواز مىداشتند كه ناگاه آواز تكبير حضرت امير به گوش برنا و پير رسيد . مسلمانان آواز تكبير برآوردند و نداى احسنت احسنت از دوست و دشمن بر آمد . بيت :
بود شمشير او را گاهوبيگاه * زبان در آيهء نصر من الله
غلغله از كرهء خاك به عالم افلاك رسيد و سكّان عالم عليا و ساكنان عالم سفلى از زبان معجز بيان حضرت محمّد مصطفى ( ص ) اين ندا شنيدند ضربة علىّ بن ابى طالب