تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مبارزان آشكارا ساخت و نداى هل من مبارز در انداخت . در اين محل آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله - بر استرى سوار بود و ابا بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمن مكمل و مسلح ايستاده بودند و شجاعان مهاجر و دلاوران انصار بر يمين و يسار سيد ابرار حاضر بودند . هيچ‌كدام جواب نگفتند بلكه از شرمندگى سرها در پيش افكندند و حيران ماندند و مردم همه معترف به شجاعت او بودند و اعتراف به عجز خود نمودند . چون لحظهاى برآمد و كسى در ميدان او نيامد ديگر باره آواز برآورد و مبارز طلبيد . هيچ‌كس جواب نداد . از راه طعن درآمده گفت : مشتاقان شهادت كجايند و چرا در مقام محاربه و مقاتله در نمىآيند ؟ حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - طعن و تعرض عمرو عبد ود مىشنيد و به جانب ياران نگاه مىكرد و مىديد كه ياران از شرمندگى سر بالا نمىكنند . بعضى از شرمندگى متحير شده و بعضى را از بيم ، رنگها متغير گرديده مىلرزيدند . در اين محل ، بيت :
بلند اختر ذروهء اولياء * على العلى سيد الاوصياء
عدو بند كشورگشاى دلير * كه مور رهش رفته در كام شير
از حراست مدينه پيش پيغمبر رسيد و مبارز طلبيدن عمرو عبد ود شنيد و از عجز و درماندگى ياران نيز واقف گرديد ، گفت : يا رسول اللّه ! اجازت فرماى تا به ميدان روم و محاربه و مقاتله نمايم . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - هيچ نگفت . نوبت سيوم عمرو آواز بر كشيد و گفت : هيچ مردى در ميان شما نيست كه بيايد تا دمى با يكديگر بگرديم و كينهء پدر از يكديگر بطلبيم ؟ بيت :
نزد دم هيچ‌كس و ز جا نجنبيد * عدو يكبارگى ز آن تيز گرديد
نبى گفتا به ياران كاين چه حال است * چرا زين گونه سرها پايمال است
به مردى بس كه بودش در عرب نام * به رزمش كس نرفت از اهل اسلام
راوى گويد : چون على - عليه السلام - ديد كه ياران هيچ‌كدام اقدام به حرب عمرو نمىنمايند و خاطر مبارك حضرت پيغمبر را متألم مىدارند به جهت خاطر سرور انبياء
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 208 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى