تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ضعيفان را دل از جا رفت از هول * زبانها بود از ديوان به لا حول
و چون جيوش احزاب و جنود اعراب به لب خندق رسيدند و آن موضع را به آن محكمى مشاهده نمودند به غايت حيران و متعجب گرديدند و انگشت تحير به دندان تفكر گزيدند به سبب آن كه متعارف عرب نبود ، بيت :
اعادى پيش خندق چون رسيدند * اساس برج و تيرانداز ديدند
ز حيرت خاست از هر جانب آواز * دهان مانند خندق مانندشان بازپس

آن حضرت با وجود بسيارى دشمن هيچ انديشه به خود راه نداد و پاى ثبات در ركاب استقامت نهاد و افوّض امرى الى اللّه « 1 » بر زبان جارى گردانيد و از عالم بالا نويد نصر من اللّه و فتح قريب « 2 » شنيده ترتيب لشكر داد و هر كس را با جمعى در موضع معين فرستاد و اطراف و جوانب خندق از جگرداران حربى و دلاوران جنگى چنان محكم گرديد كه باد را مجال درآمدن نماند . پس ابو سفيان ملاحظهء خندق نمود و به لشكر خود فرمود كه در لب خندق صف كشيدند و لحظهاى آنجا بسر بردند . هياهوى گروه كافران و علالاى طايفهء مسلمانان به افلاك رسيد . ابو سفيان عنان مركب بگردانيد و دور تر از خندق فرود آمد و گفت تا مدينه را محاصره كردند و بىواسطه به جانب يكديگر تير مىانداختند . بيت :

به دفع خصم دين ارباب اسلام * دمى بر جاى نگرفتند آرام
دليران را حكايت لا تخف بود * غريو القتال از هر طرف بود
گذشتى روزشان در جنگ كردن * به كين يكدگر آهنگ كردن
نقل است كه چون بلا اشتداد يافت و قلزم محاربه از اطراف خندق موج زن گرديد
هامش
( 1 ) - غافر 40 / 44 .
( 2 ) - الصف 61 / 13 .