تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
كردن ايشان مىكرد و از هر طرف نظر مىكرد . ناگاه ديد كه دختر بشر ، يك كف خرما دارد و به جانب پدر خود مىرود و چون نزديك آن سرور رسيد جناب پيغمبر از او پرسيد كه اى دختر چه دارى ؟ گفت : اندك خرما است كه به جهت پدرم مىبرم . رسول آن خرما از او گرفت و به دست مبارك خود ريخت بعد از آن يكى را امر فرمود كه منادى ندا كند كه مردم دست از كار بدارند و به خوردن خرما شتاب نمايند . اهل خندق دست از كار بداشتند و نزد آن سرور آمده به خوردن خرما مشغول شدند تا همه سير شدند و باز بر سر كار خود رفتند . آن حضرت آن دختر را طلبيد و دو چندان خرما به وى داد و نزد مادرش فرستاد و در آن خانه هر كس بود جمله از آن خرما سير شدند . القصه مسلمانان در مدت شش شبانه روز آن خندق را به اتمام رسانيدند و آن نيز يكى از معجزات آن حضرت بود . روز ديگر خبر به آن سرور رسانيدند كه جماعت يهودان كه به مسلمانان همعهد شده بودند نقض عهد كردند و به مدد ابو سفيان رفتند . هر چند آن سرور كس فرستاد و منع ايشان نمود فايده نداد از اين جهت خوف بسيار بر اهل اسلام اشتداد يافت و شوكت كفار ، دلهاى مسلمانان را از جاى بر كند . بيت :
در اين فرصت كه دلها مضطرب بود * سياهى سپاه كفر بنمود
جوق جوق و گروه گروه لشكر كفار از اطراف و جوانب مدينه درآمدند و نعرهء مبارزان و شيههء اسبان كافران ، زمين را به لرزه درآورد . خويلد اسدى با مردم خود و با قوم بنى قريظه از جانب مشرق مدينه درآمده و ابو سفيان با قريش و گروه كافران - بدانديش از جانب مغرب مدينه درآمدند . حق سبحانه و تعالى از قهر و غلبهء كفار و استيلاى شدت فجار خبر مىدهد كه :
إِذْ جاؤُكُم مِن فَوْقِكُم وَ مِن أَسْفَل مِنْكُم وَ إِذْ زاغَت الْأَبْصارُ وَ بَلَغَت الْقُلُوب الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّون بِاللَّه الظُّنُونَا

« 1 » . بيت :

غبار لشكر ظلمت بر انگيخت * سلامت فرصتى مىجست و بگريخت
هامش
( 1 ) - الاحزاب 33 / 10 .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 203 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى