تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
ابو سفيان زبان بگشاد كاى دوست * رخت فرخنده و گفتار نيكوست

يقين بدان و آگاه باش كه دوست من كسى است كه دشمن محمّد باشد و دشمن من شخصى است كه دوست محمّد باشد . اين نوع سخنان گفتند و هذيانات شنيدند و آخر الامر همه به عداوت پيغمبر متفق اللفظ و المعنى گرديدند و به اتفاق يكديگر برخاستند و به جهت استحكام وفاق به خانهء كعبه درآمدند و سينه‌ها برهنه كرده به ديوار كعبه نهادند و روى بر آنجا ماليده سوگند خوردند كه همه در قتال محمّد متفق باشند و تا يك كس از ما زنده باشيم حرب كنيم و روى به گريز نياريم و همچنين سوگند خوردند و عهد كردند كه « 1 » بر ملت آباء خويش باشند و از آن بر نگردند و ترك عبادت بتان نكنند و هر يك گفتند ، بيت :

بتان را از دل و جان مىپرستيم * چنان بوديم و مىباشيم و هستيم
خلاف گفتهء آباء نگوئيم * مراد از جبت و از طاغوت جوئيم
و مقرر نمودند كه هر كس به جا و مقام خود رفته اسباب حرب بر دارند و با مردم خود در فلان روز در فلان محل حاضر گردند . بعد از بستن عهد و شكستن مجلس هر كسى به جانب ديار خود رفتند و متوجه قبيله و قوم شدند و به كارسازى مشغول گرديدند . راوى گويد كه جماعت يهودان كه عداوت بسيار با سيّد عاقبت محمود داشتند به سوى غطفان آمدند و به رشوت تمام و به وعده‌هاى پخته و خام ايشان را ممد و معاون خود ساختند و يك‌ساله مال و ثمر خيبر را علاوهء رشوت مذكور به انعام ايشان گذاشتند و مردم قريش به مصلحت ابو سفيان در ميان اعراب باديه‌نشين درآمدند و تقبلات بسيار نمودند و به لات و عزى سوگند خوردند كه آنچه قبول نموديم تسليم كنيم و خلاف وعده را ننمائيم و هبل را گواه گرفتند . آن جماعت نيز رشوت را قبول نمودند و متوجه حرب پيغمبر شدند . ابو سفيان به اين دستور چهار هزار كس بر خود
هامش
( 1 ) - « همه در . . . كردند كه » را ب و ج ندارد .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 199 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى