چندين مكاتب « 1 » كرده و من اينجا چيزى ندارم و پيش هر كس رفتن نيز لايق خود نمىدانم ، پناه به درگاه تو آوردهام و استدعا و التماس از حضرت شما دارم كه نسبت به من كرم فرمايى و مرا يارى داده رعايتى فرمايى . چون اداى حكايتش به غايت شيرين بود و ايراد كلامش بىحد نمكين ، آن حضرت به واسطهء لطف گفتارش و به سبب ايراد كلام شكر نثارش به او رغبت نمود و از روى لطف و مرحمت نوازش فرمود ، بيت :
نبى گفت آنچه خواهى هست حاضر * ولى زين خوبتر آيد به خاطر
آنچه مكاتب تو باشد نقد بدهم و به عنايت خداوند اكبر ترا از ثابت ستانده آزاد گردانم و بعد از آن ترا در سلك ازواج طاهرات در آورم . دختر حارث چون از حضرت رسالت آن مژده شنيد همچون غنچه از نسيم صبا بخنديد و از روى ذوق و شوق و از راه نشاط و انبساط زبان گشود و در اثناى ثنا و ستايش آن سرور فرمود كه اى خورشيد اوج رسالت ! و اى جمشيد سرير خلافت ! و اى مهر سپهر آسمان ! و اى بهتر و مهتر پيغمبران ! بيت :
چه بهتر زين سعادت در جهانم * كه خود را از كنيزان تو دانم
خوش آن ساعت كه از بخت مهم ساز * به سلك بندگان گردم سرافراز
پس رسول ( ص ) كس فرستاد و ثابت را طلبيد و بدل مكاتب را از او قبول كرد و آن دختر را آزاد گردانيد و به مشرف زوجيت رسول مشرف گرديد و آن حضرت مهر او را آزادى اتباعش مقرر داشت و هر كس از مسلمانان كسى را كه به قيد عبوديت داشت بگذاشت . بيت :
به كام دل نوازش داد دهرش * كه شد آزادى اتباع مهرش
عايشه مىگويد : هيچ زنى به خانهء آن حضرت نيامد كه قدم او مباركتر بوده باشد از
هامش
( 1 ) - مكاتب ( م ت ) بندهاى كه مالكش نامهاى به دو دهد كه اگر از كسب خود تا وقت معين بهاى خود را ادا كند آزاد شود ( معين ) .