علامات خلاف لايح و باهر . خواص اصحاب تكذيبش نمودند . آن حضرت فرمود : ما توكل به حضرت خداوند نموديم و به جانب دشمن به موجب وعده متوجه گرديديم اگر ابو سفيان بيايد معلوم خواهد شد كه مهم به كجا مىرسد و ظفر از جانب حق كه را روى مىدهد ، و حال آنكه اى نعيم ! سخن تو دروغ است و گفتار تو به غايت بىفروغ . و آن حضرت در همان مجلس لواى خاصهء خود را به على - عليه السلام - داد و از مدينه بيرون آمد و فرمود كه اگر هيچكس با من بيرون نيايد به اتفاق برادرم - على - مىروم تا به موضع بدر برسم و به وعدهء خود وفا كنم . اللّه معنا و حافظنا و ناصرنا .
اما مسلمانان از استماع سخنان نعيم غمگين گرديدند و جهودان و منافقان مسرور گشتند . پس حضرت على - عليه السلام - به ياران گفت : شما همراه پيغمبر باشيد و مهم محاربه و مقاتله را به ما گذاريد . مسلمانان چون اين سخن بشنيدند قوى دل گرديدند و مردانهوار متوجه خدمت خير الانامى شدند و ران و ركاب پيغمبر را بوسه دادند و التماس نمودند كه لحظهاى عنان كشيده داريد و درنگى توقف فرمائيد . پس به يك بار مسلمانان به خانههاى خود درآمدند و اسلحه برداشتند و دوان دوان خود را به خدمت پيغمبر رسانيدند . آن حضرت عبد اللّه رواحه را امارت مدينه داد و خود با هزار و پانصد مرد روى به راه نهاد . بيت :
قوى دل كرد حيدر اهل دين را * به قصد خصم ماليد آستين را
برون شد بيم از دلهاى اصحاب * ز جا جنبيد لشكر همچو سيلاب
آن حضرت با لشكر ظفر پيكر منزل به منزل و مرحله به مرحله خرامان مىآمد تا در اول ماه ذىقعده به موضع بدر رسيد و هشت روز آنجا توقف نمود . مسلمانان مال تجارت بسيار همراه برده بودند ، خريد و فروخت كردند و نفع كامل يافتند . خبر آمدن آن سرور به اطراف بلاد عرب رسيد و خلاف وعده نمودن ابو سفيان بر عالميان ظاهر گرديد . ابو سفيان از مكه بيرون آمده بود ، از خبر بيرون آمدن مسلمانان واقف گرديد و دليرى ايشان بر او ظاهر شد ، بترسيد و به هر بهانه و وسيله بازگرديد . بهانه آنكه امسال