خدمت خير الانامى شده به موضعى كه آن را قروده « 1 » گويند رسيد ، دو كس را ديد از مردم بنى عامر « 2 » در گوشهاى تكيه دارند و به خواب غفلت فرو رفتهاند . بنابر عداوت دينى كه مسلمانان را به آن قوم بود آن را از توفيقات الهى دانسته تيغ بركشيد و فى الحال هر دو را سر از تن جدا كرد و حال آن كه پيغمبر آن دو كس را امان داده بود و با ايشان عهد در ميان آورده بود و عمرو از اين معنى خبر نداشت . چون به مدينه رسيد و به خدمت پيغمبر مشرف گرديد آنچه از قوم بنى النضير ديده بود و شنيده بود معروض آن سرور داشت و در خلال سخن ، هنر خود را نيز به سمع پيغمبر رسانيد به اميد آنكه آن حضرت او را تحسين كند . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : نيكو نكردى و اين بد بود كه از تو به ظهور رسيد من ايشان را امان داده بودم . القصه از عمرو اين نوع مهم دو سه موضع واقع شده باقى مصنوعات و افتراى قصهخوانان است كه بر عمرو مىبندند و به چندين افترا اصحاب رسول را متهم مىدارند . پس مردم بنى النضير پيش پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - آمدند و شكايت از عمرو كردند و گفتند : يا محمّد ! ما با تو عهد كرديم و مخالفت ظاهر نكرديم ، دو مرد ما را عمرو كشته و نقض عهد از جانب شما ظاهر گشته . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ايشان را به لطف ممتاز گردانيد و گفت : عمرو ايشان را به خطا كشته و از عهد واقف نبوده اكنون ديت آن بر من است و فرمود تا ديت آن دو كافر را آوردند و بديشان دادند و به جهت تجديد عهد آن جماعت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - از مدينه بيرون آمد و متوجه آن قبيله شد . « 3 » اصحاب پيغمبر چون به آن موضع رسيدند مردم به استقبال بيرون آمدند و انواع مسرت و بهجت به ظهور رسانيدند و گفتند : هر چه محمّد فرمايد و از ما طلبد فرمان بريم و نقد مىدهيم . ديگر گفتند : التماس داريم و استدعا مىنمائيم كه به حصن ما درآيند و طعامى كه ترتيب دادهايم تناول نمايند . آن حضرت به اتفاق
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 185
مساهمون: أحمد بن تاج الدين استرآبادى
ص١٨٥
هامش
( 1 ) - الف : « قرقره » .
( 2 ) - هر سه نسخه : « بنى النضير » .
( 3 ) - پيامبر اكرم ( ص ) براى يارى خواستن به نزد يهوديان بنى نضير رفت نه براى تجديد پيمان .