تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
سوگند مىخورم كه اين ، آن محمّد است كه خداوند تعالى در تورات ذكر او كرده و در چندين موضع صفت او فرموده . گفتند : به هيچ طريق اسلام نمىآريم و متابعت محمّد نمىكنيم . آن شخص گفت : پس از شهر بيرون رويد و در قلمرو او مباشيد و كس به وى فرستيد تا شما را مهلت دهد و اموال خود را آنچه توانيد بيرون فرستيد و آنچه بايد فروخت بفروشيد و قيمت بستانيد تا نقصان به شما نرسد و مال شما ضايع نگردد . كفار اين قول را قبول كردند و اسبان به كرايه گرفتند كه اموال خود را بيرون فرستند و آنچه بايد فروخت ، بفروشند . در اين محل عبد اللّه بن ابى منافق كس به ايشان فرستاد كه به هيچ‌گونه تفرقه به خود راه مدهيد و در قلعهء خود متحصن بوده بيرون مرويد كه ما [ با ] دو هزار كس به مدد شما خواهيم آمد . بيت :
قلاع خويش را سازيد محكم * به حال خويشتن باشيد خرم
فى الحال آن جماعت به گفتهء عبد الله ابىّ منافق فريفته شدند و فرستادهء رسول را بازگردانيدند و گفتند : محمّد را بگوى كه ما از مقام خويش بيرون نمىرويم و حصار خود محكم كرده به افسون و فسانهء تو فريفتهء نمىشويم و قلعهء خود به تو نمىدهيم و از تهديد تو نمىترسيم . بيت :
به تهديدى كه مىگوئى وفا كن * ز دستت هر چه مىآيد به ما كن
محمّد مسلمه از حصار بيرون آمد و احوال منافقان و عبد اللّه ابى منافق به ايشان تمام معروض داشت . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - كس فرستاد و اكابر اصحاب را حاضر گردانيد و در باب قلعه و پريشانى آن جماعت مشورت به تقديم رسانيد و قرار بر آن دادند كه بر سر ايشان لشكر برند . همان روز آن حضرت فرمود كه منادى كنند كه پيغمبر خدا به محاربهء بنى النضير مىرود . چون خبر منادى به مجاهدان ميدان دين رسانيدند فى الحال اسلحه برداشته به خدمت خير الانامى دويدند و اصحاب كبار در خانه‌ها درآمده زره پوشيدند و خود بر سر نهادند و شمشيرها برداشته به خدمت رسول اللّه آمدند . آن حضرت لواى خاصهء خود را به على - عليه السلام - ارزانى داشت