تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مىگزارد ، تا هفتاد نماز بر حمزه گزاردند . پيغمبر بفرمود تا او را همانجا دفن كردند و با اصحاب خود به مدينه مراجعت نمود .
همانجا با لباس غرقه در خون * به فرمان نبى شد حمزه مدفون
راوى گويد كه چون رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به مدينه آمد مردان و زنان مدينه به استقبال پيغمبر بيرون آمدند و بر سلامتى ذات اشرف آن سرور شكر مىكردند با آن كه اكثر ايشان مصيبت زده بودند و مىگفتند : يا رسول اللّه ! مردان و زنان و فرزندان ما فداى خاك قدم تو باد ! ما مصيبت تو نمىخواهيم بلكه آزار دل مبارك ترا طاقت نمىآريم . آن سرور ، مردان را دلداريها نمود و زنان را به لطف و مرحمت نوازشها فرمود و چون به خانه درآمد از اكثر خانه‌هاى مسلمانان آواز گريه و فرياد زنان بر مىآمد الّا از خانهء حمزه . آن حضرت را به جهت عمش گريه آمد و فرمود كه اينجا كسى نيست كه از براى عمم حمزه گريه كند و او در اين ديار غريب بوده است و حال غريبان نوعى ديگر است . اين بگفت و به حجره درآمد و از كثرت ملال و غصهء حمزه به خواب رفت . انصار برخاستند و به خانه‌هاى خود رفتند و زنان خود را به خانهء فاطمهء زهرا - عليها السلام - فرستادند و تا نصف شب آنجا به جهت حمزه گريه كردند . به واسطهء كثرت آواز زنان و فرياد و فغان ايشان آن سرور از خواب بيدار شد و پرسيد كه اين ناله و زارى از براى چيست و اين گريه و بىقرارى براى كيست ؟ گفتند : يا رسول اللّه ! زنان انصارند كه براى عمت گريه مىكنند و شرايط تعزيت حمزه به جاى مىآرند . پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله - در حق ايشان فرمود : رضى اللّه عنكن و عن اولادكن و عن اولاد اولادكن . بيت :
گريه مىكن كز آن ثمر يا بى * اشكريزى كنى گهر يا بى
بعد از آن هر كسى را كه در مدينه مصيبتى رسيدى اوّل به جهت حمزه سيد الشهداء مىگريستند و بعد از آن به جهت متوفاى خود گريه مىكردند و اين قاعده در مدينه باقى ماند الى يومنا هذا . روز ديگر آن سرور از خانه بيرون آمد و مردم بر او جمع شدند . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - زبان به ستايش شهداى احد گشوده چندان از فضايل