« 1 » پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - از آن انديشه بازگرديد و طريق صبر و تحمل شعار خود گردانيد . در اين محل صفيه خواهر حمزه از دور پيدا شد . آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - زبير را گفت : برو و او را به لطف و مدارا بازگردان تا برادر خود را به اين حال نبيند و اين خوارى مشاهده نكند كه او طاقت و تحمل ديدن برادر خود ندارد . زبير نزد مادرش آمده گفت : خاطر مبارك اين سيّد و سرور و اين برگزيدهء خداوند اكبر چنان مىخواهد كه بازگردى . مادرش گفت : فرمانبردارم و قدم از اينجا فراتر نمىگذارم اما چه شود اى فرزند كه از آن حضرت در خواهى كه مرا رخصت دهد تا برادر خود را كشته و شكمش دريده و جگرش را هند جگرخوار خورده و گوش و بينى او را بريده مشاهده كنم و طريق صبر و تحمل پيش گيرم و به ثواب صابران رسم . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - او را رخصت داد ، آمده برادر خود را بدان حال بديد ، استرجاع و استغفار كرد و ليكن بىطاقت گرديد و تحملش نماند و از گريه خود را نتوانست كه نگاه دارد . آب از ديده مىريخت و آتش از سينه مىانگيخت . فاطمهء زهرا - عليها السلام - نيز موافقت نموده زار زار بگريست و اصحاب نيز گريهء بسيار كردند و آه و نالهء بىشمار كشيدند . جبرئيل آمد كه يا رسول الله ! عمت حمزه را در هفت آسمان شير خدا و شير رسول خدا و سيد الشهداء مىخوانند و تمامى ملائكهء آسمان بر وى نماز كردند شما نيز بر وى نماز كنيد . پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بر وى نماز گزارد . بعد از آن يكانيكان شهدا را مىآوردند و پيش حمزه مىگذاشتند و آن حضرت نماز
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 174
مساهمون: أحمد بن تاج الدين استرآبادى
ص١٧٤
چون شهيد راه او در هر دو عالم سرخ رو است * خوش دمى باشد كه ما را كشته زين ميدان برند
ديگر فرمود كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد كه ما ترا رحمت عالميان و برگزيدهء آدميان گردانيديم اگر ترا داعيهء انتقام خون عمت باشد آن مراد ميسر و آن مطلوب حاصل است اما زياده مكن :
وَ إِن عاقَبْتُم فَعاقِبُوا بِمِثْل ما عُوقِبْتُم بِه وَ لَئِن صَبَرْتُم لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِين
هامش
( 1 ) - النحل 16 / 126 .