تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مال به تو دهم كه ترا در معيشت به كسى احتياج نباشد . وحشى براى طمع مال و آزادى و وعده‌هاى وساوس شيطانى در اين روز از اطراف در كمين بود نتوانست كه پيرامون محمّد و حوالى على بگردد اما حمزه به هر طرف كه حمله مىبرد به اطراف و جوانب خود ملتفت نمىگرديد . در اين محل آن سرور شهدا در حرب بود و از وحشى واقف نبود . وحشى حربهاى انداخت به تهيگاه حمزه رسيد و اين زخم به غايت كارى بود ، روح مقدس و جان اقدس آن شهسوار ميدان شجاعت به بال شهادت به جانب جان آفرين پرواز نمود . بيت :
دنيى بهشت رحمت پروردگار يافت * در روضهء بهشت به خوبى قرار يافت
بعد از آن وحشى شكم حمزه را بدريد و جگرش را بيرون كشيد و به هند جگرخوار رسانيد . آن فاحشه برخاست و بر سر حمزه آمد و گوش و بينى شاه شهيدان را بريد و شادى كنان بازگرديد . چون آن سرور ، عم بزرگوار خود را در ميان ياران نديد بازگرديد و چون مىدانست كه آن شير بيشهء هيجا از پيش دشمن به هيچ جا نمىرود كس فرستاد و تفحص حال عم بزرگوار خود نمود . او را در ميان كشتگان افتاده با شكم پاره و گوش و بينى بريده يافتند . قاصد بازگرديد و خبر شهادت حمزه به سمع اشرف پيغمبر رسانيد . آن حضرت آمد و عم بزرگوار خود را به آن خوارى مشاهده نمود ، بسيار بگريست و بىحد اندوهناك گرديد و به خدا بناليد و همچون ابر ، قطرات عبرات از ديده مىباريد و از روى خشم و غضب مىفرمود كه اگر بر قريش دست يابم و بر ايشان مسلط گردم هفتاد كس را از ايشان بكشم و انتقام عم بزرگوار از ايشان بكشم . جبرئيل از نزد رب جليل به جهت تسلّى خاطر مبارك حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - آمد و گفت : يا رسول الله ! خداى تعالى ترا سلام مىرساند و به مصيبت عمت پرسش مىنمايد و مىفرمايد كه در راه رضاى ما به دفع اعداء كوشيدن و شربت هلاكت نوشيدن و خلعت شهادت پوشيدن ، دولت ابدى و سعادت سرمدى است . قال الشاعر :
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 173 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى