تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
ايشان بازنمود كه همه كس را آرزوى شهادت بردن در دل پيدا شد . جبرئيل - عليه السلام - آمد كه يا رسول اللّه ! خدا ترا سلام مىرساند و مىفرمايد ما كه خداونديم شهدا را پيش خود برديم و از خورش و پوشش كه مثل آن چشم هيچ بيننده نديده باشد و گوش هيچ شنونده نشنيده باشد به ايشان ارزانى داشتيم بعد از آن از كلام بارى تعالى اين آيه فرو خواند :
وَ لا تَحْسَبَن الَّذِين قُتِلُوا فِي سَبِيل اللَّه أَمْواتاً بَل أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِم يُرْزَقُون فَرِحِين بِما آتاهُم اللَّه مِن فَضْلِه

« 1 » و عادت آن سرور چنان بود كه هر سال يك نوبت خاصه به جهت شهدا به احد رفتى و گفتى :

سَلام عَلَيْكُم بِما صَبَرْتُم فَنِعْم عُقْبَى الدَّارِ

. اى عزيز من ! به صحت پيوسته كه شهداى احد را بر باقى شهيدان مرتبهاى بلندتر و ثوابى بيشتر است و روايت چنان است كه در جنگ احد حضرت على - عليه السلام - هفتاد زخم خورده بود جمله از پيش روى ، بعضى بر سر و بعضى بر بازو و بعضى بر شكم ، از آن جمله تيرى بر پاى مبارك وى رسيده بود و آن جناب در گرمى حرب بود ، به واسطهء تردد حرب ، تير بشكست و پيكان بر استخوان محكم نشست ، بعد از مراجعت به مدينه الم بر الم افزود و بيرون آوردن آن را آن جناب به هيچ‌گونه تحمل نمىفرمود « 2 » و روايت چنان است كه آن حضرت چون به نماز مشغول شد حسن و حسين ، جراح را فرمودند كه گوشت پا را شكافت و پيكان را از آنجا بيرون آورد و حال آن كه جناب ولايت مآب را از آن خبر نبود كه در درياى عبادت حق تعالى مستغرق بود چنانچه محقق نامى مولانا عبد الرحمن جامى اين معنى را به نظم آورده است ، مثنوى :

شير خدا شاه ولايت على * صيقلى شرك خفى و جلى
روز احد چون صف هيجا گرفت * تير مخالف به تنش جا گرفت
هامش
( 1 ) - آل عمران 3 / 169 .
( 2 ) - نسخهء ج از اينجا تا ذكر رفتن آن سرور به جانب مكه و زيارت كردن كعبه معظمه يعنى حدود يك ششم كتاب را ندارد .