تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
الاقوال - از بيم جان مدد كارى ننمودند و ثبات قدم نفرمودند و فرار نمودند . چنانچه شاعر گويد ، بيت :
جنيبت اهل دين يكباره راندند * به پيرامون ماه انجم نماندند
رخ مرآت نصرت بىصفا ماند * نه يار غار و نى هامون به جا ماند
آن حضرت در ميان چندين دشمنان تنها ماند و از هيچ جانب يارى و مددكارى نماند الا على بن ابى طالب كه پروانه صفت در حوالى آن سرور تردد مىنمود و از شعلهء شمشير اعداء دغا پروا نمىفرمود .

گفتار در محاربه نمودن حيدر كرار با دشمنان سيد ابرار و نوازش نمودن ملك جبار كه لا فتى الّا علىّ لا سيف الّا ذو الفقار

به جان از يار جانى وانمانى * كه نبود جان دريغ از يار جانى
زند هر كس كه بينى لاف يارى * ولى ظاهر شود در جان سپارى
محبت را كسى رايت برافراخت * كه پيش روى جانان جان سپر ساخت
وفا را روز مردى مرد بايد * وفا داراى ز نامردان نيايد
على مىفرمايد كه عادت رسول چنان بود كه هرگاه در غضب شدى از پيشانى آن حضرت و از گل رخسار آن سرور عرق بيرون مىآمدى مثل مرواريد سفيد ، در محل غضب چنين به جانب من نگاه كرد و فرمود : اى على ! چرا به ياران ديگر ملحق نشدى و به ايشان نپيوستى و نرفتى ؟ من گفتم : يا رسول الله ! اكفر بعد الايمان ان لى بك اسوة . يعنى : بعد از ايمان كافر نيستم به درستى كه مرا به حضرت تو اقتدا است و نگاهدارندهء تو خدا است و من اينجا به حراست تو به حكم خدا مشغولم . در اين محل پنج نفر از جانب دشمن همه شجاعان مردافكن و مبارزان شمشير - زن به اتفاق يكديگر به دفع آن سرور اقدام نمودند و متوجه حضرت پيغمبر گرديدند . رسول فرمود : يا على ! اين گروه مكروه را از من دفع كن . على - عليه السلام - نعرهاى بر
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 166 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى