گرديد و زنان قريش دفها انداختند و دامنها برداشته و ساقها برهنه كرده به جانب كوه دويدند و هر كس به اطراف و جوانب صحرا روى به گريز آوردند و گروه گروه متفرق گرديدند . چون مسلمانان دشمن را متفرق گردانيدند به خاطر جمع دست به غارت و تاراج بردند . در اين محل مردم عبد اللّه جبير ديدند كه كفار گريختند و از هر طرف مسلمانان به غنيمت گرفتن روى آوردند و از غايت حرص ، قول رسول اللّه را فراموش كردند و به وصيت پيغمبر خدا گوش ننهادند و هر چند عبد اللّه از عقب ايشان دويد و فرياد زد و ناله كشيد به جايى نرسيد . و خالد وليد با گروه پليد روى به گريز نهاده مىرفت ، چون به شكافت كوه رسيد ديد كه عبد اللّه با اندك مردمى است ، فرصت را غنيمت شمرده بر سر عبد اللّه راندند و ايشان را آنجا بكشتند و از عقب مسلمانان در آمدند . بيت :
قفاى لشكر دين گشت خالى * جهان در كينه رايت ساخت عالى
به گوش آمد ز سكّان سماوات * نفير الحذر هيهات هيهات
صفوف اهل اسلام از هم ريخته و مسلمانان از عقب تالان رفته كفار شمشير كشيدند و از هر جانب بر سر مسلمانان دويدند . بيت :
برآمد صر صر بيداد گردون * ورق برگشت و حالت شد دگرگون
فتاد از برق كين آتش به خرمن * برآمد دود بيدادى به روزن
وزيد از صوب محنت باد بيداد * در قصر ستم را باد بگشاد
ابليس - عليه اللعنة - از روى مكر و تلبيس آواز بر كشيد كه الآن محمّد قد قتل . چون اين آواز به سمع اكابر اصحاب رسيد به هم برآمدند و هر يك به جانبى روى به گريز آوردند . پيشتر از همه عثمان گريخت و روى به مدينه نهاد . هر چند رسول - صلّى اللّه عليه و آله - از عقب مىرفت و به آواز بلند مىگفت : يا ايّها النّاس انّى رسول اللّه آواز رسول مىشنيدند و از ترس استيلاى كفار بازنمىگرديدند و جماعت نزديكان ، آن روز مثل ابو بكر و عمر با وجود همهء يارى بعد از اطلاع بر شهادت حمزه - على اختلاف