تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

گفتار در ذكر رفتن ابو سفيان به قصد قتل پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به مدينه و روى به گريز آوردن از بيم مبارزان پيغمبر به صد اندوه و هزار كينه

سبب اين غزوه را گويند اين بود * كه چون از بدر ابو سفيان مردود
گريزان رفت سوى ملك بطحا * به دل محنت به جانش كرد غم جا
نذر كرده بود و به لات و عزى سوگند خورده بود و هبل را به اين موجب گواه گرفته كه تا انتقام از محمد نكشم و خون قريش از او بازنطلبم ، روغن بر سر خود ننهم و بر بدن خود نمالم و به راحت خواب نكنم و با زوجات خود صحبت ندارم . بيت :
مگر وقتى كه از احمد كشم كين * دهم دل را تاب كينه تسكين

چهار صد مرد جنگى همه مردان معارك قتال و همه هژبران بيشه جنگ « 1 » و جدال برداشت و بعد از نيم‌شب از مكه بيرون آمد به نوعى كه هيچ‌كس از اين معنى خبر نداشت و بر سر مدينه راند و به اندك روزى خود را به سه فرسنگى مدينه رسانيد و چون از احوال حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - واقف گرديد دانست كه در مدينه نمىتوان رفت و به هيچ طريق دستبردى به آن سرور نمىتوان نمودن ، از قهر و غصه دو مرد فقير را كه بر سر زراعت بودند به قتل آوردند و درختى چند خرما در آن نواحى بريدند و چيزى از زراعت سوختند و خانهاى چند كه در آن مزرعه بود آتش زدند . بيت :

گمانش اين كه كردم راست سوگند * به اين فعل ذميمه گشت خورسند
چون اين خبر به سمع اشرف آن سرور رسيد دويست مرد جنگى كار ديده بر سر ابو سفيان فرستاد . آن كافران روزگار سياه سپاه محمّد را از دور ديدند و همچون ثريا مجتمع بودند مانند بنات النعش متفرق از يكديگر گرديدند و از غايت ترس و بيم مردم پيغمبر ، سويق كه به جهت قوت راه آورده بودند ريختند و از آلات حرب از تير و كمان و نيزه و شمشير نيز انداختند تا مردم پيغمبر به آن مشغول شوند و ايشان به هزار محنت
هامش
( 1 ) - « همه مردان . . . جنگ » را الف ندارد .