تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
فرمود چيزى كه لايق تو باشد ندارم كه نثار تو سازم اما مژدهاى به تو دارم كه بهتر است از دنيا و ما فيها . بدان كه در شب معراج بعد از مراجعت از درگاه الهى به همراهى جبرئيل - عليه السلام - به تماشاى بهشت رفتم ، بر در بهشت ديدم نوشته بودند كه : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه و أيّدته بعليّ بن أبى طالب . بعد از آن پيغمبر پرسيد كه عباس كجاست ؟ گفتند : يا رسول اللّه در ميان اسيران است . نقل است كه آن روز پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ابى بكر و عمر را طلبيد و در باب اسيران مصلحت ديد . عمر گفت : يا رسول اللّه ! اسيران را بكشيد تا هيبت تو بر مردمان ظاهر شود اما ابى بكر گفت : يا رسول اللّه ! گرفتاران را ببخشيد تا بر عالميان رحمت تو فاش گردد و از اسيران چيزى بگيريد و آزاد سازيد . بعد از آن ، آن حضرت فرمود كه عباس را ميازاريد كه او را قريش به اكراه آوردند و چون آن حضرت به مدينه رسيد به جهت خاطر عباس ، اسيران را رعايت كرد و گفت : هر كس فراخور خود چيزى به مسلمانان دهند و مسلمانان از ايشان رعايت كرد و گفت : هر كس فراخور خود چيزى به مسلمانان دهند و مسلمانان از ايشان آنچه داشته باشند ، بستانند و رها كنند و هر كدام كه چيزى نداشته باشند آزاد كنند مشروط آن كه من بعد به جنگ مسلمانان نروند و آزار مسلمانان نكنند . نقل است كه آن روز بيست و چهار كس از صناديد قريش را در چاهى افكندند . پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - چون آنجا رسيد به نام ، يك يك را ندا كرد و فرمود كه ما وعدهء پروردگار خود را و اعلاء كلمة الله و نصرت اهل اسلام را موافق يافتيم شما نيز وعدهء پروردگار خود را در باب خذلان و نگونسارى خود درست يافتيد . عمر گفت : يا رسول اللّه ! سخن گفتى به اجسادى كه ارواح با ايشان نيست . آن حضرت فرمود : دع يا عمر ! به حق آن خدايى كه جان محمّد در قبضهء قدرت او است كه شما از ايشان شنواتر نيستيد . ديگر باره عمر بر اسيران خشم گرفت و گفت : يا رسول اللّه ! ما اسيران را مىكشيم و مالهاى ايشان را مىسوزيم . رسول فرمود كه اين اسيران به شرف اسلام مشرف مىشوند و مال بر اهل اسلام غنيمت است . پس رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آنچه از زر و نقره و اسب و شتر و اسلحه و اقمشه كه به دست مسلمانان افتاده بود بر همه تقسيم كرد و به مدينه مراجعت فرمود به حكم كريم معبود .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 147 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى