تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
بريم ، اگر غالب شديم خدمت پسنديده به جاى آورديم و اگر مغلوب شديم و جان و سر فداى راه تو كرديم شما سوار شويد و خود را به اصحاب مدينه رسانيد . پيغمبر ، سعد را دعاى خير كرد و دلدارى داد و در اين محل كفار قريش رسيدند و صف قتال آن گروه بدانديش كشيدند . چون سياهى آن سپاه گمراه در نظر رسول اللّه بسيار نمود روى نياز به قيّوم كارساز كرد و گفت : اللّهم انصر من نصر الدّين . اللّهم اخذل من خذل الدّين . بيت :
محمّد ديدشان گفت اى خداوند * بر اهل دين جفاى كفر مپسند
به كين اهل دين آهنگ دارند * به معنى با تو رأى جنگ دارند
ابو جهل فى الحال يكى را گفت كه از دور مشاهدهء لشكر نمايد و از كيفيت و كميت لشكر پيغمبر خبر آرد . آن شخص آمد و ملاحظهء احوال لشكر آن سرور نموده بازگرديد و گفت : مردم محمّد سيصد كساند به اندك بيش يا كم اما به لات و عزى قسم مىخورم و ترا از روى راستى واقع مىگردانم ، بيت :
سپاهى شان بود ابر اجل وار * نباشد بر شترشان جز بلا بار
محمّديان را ديدم كه بر اسبان و شتران خود بلا بار كردهاند و پناه خود شمشيرها ساختهاند ، متاعى كه به شما فروشند مرگ خواهد بود و قيمتى كه از شما ستانند تارك و ترك خواهد بود ، و چنان ديدم كه تا يكى از ايشان كشته خواهد گرديد از شما كشته به پشته خواهد رسيد ، مصلحت چنان مىبينم و صرفه در آن كه با محمد صلح كنيد و از روى منت مردم خود را برداشته به مكه رويد ، به اين دستور ، داد مبالغه بداد و گفت ، بيت :
تأمل كن در اين كردار هيهات * كه شكل بد برآورده مهمات
عتبه و شيبه بدين صلح راضى شدند و هر دو به اتفاق يكديگر پيش ابو جهل آمدند و گفتند : اى ابو جهل ! تعصب و عناد را فراموش كن و آنچه از روى مصلحت به تو گوئيم
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 141 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى