تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
بيت :
شود معلوم بعد از سعى موفور * كه سر از تن كه را خواهد شدن دور
روايت چنان است كه چون ابو سفيان كاروان قريش را به سلامت گذرانيد و از رفتن قريش به جانب بدر واقف گرديد نامه نوشت به مبالغهء هر چه تمامتر به ابو جهل كه مال به سلامت گذشت ، شما بازگرديد و به هيچوجه جانب بدر مرويد و متعرض جماعت محمّديان مشويد ، مبادا كه فتنه و نزاع زياده گردد و بغض و عداوت ، يكى در صد شود . كفار چون بر مضمون نامهء ابو سفيان واقف شدند و خواب ابن صلت نيز منظور ساختند عزم جزم كردند كه مراجعت نمايند ؛ آن زشت كنيت بد نام - يعنى ابو جهل بن هشام - گفت : ما بازنمىگرديم و مىرويم و در بدر سه روز شراب مىخوريم و توقف مىكنيم و آوازهء عظمت و شوكت خود را در عرب مىاندازيم و محمّديان را از جلالت و ابهت خود واقف مىگردانيم كه من بعد ايشان را آرزوى آن نشود كه بر سر راه كاروان ما آيند و طمع در احمال و اثقال ما كنند . جبرئيل - عليه السلام - آمد كه يا رسول اللّه ! از اين موضع كوچ كن و چاه بدر را در پس پشت كن و يك چاه به جهت خوردن آب بگذار و باقى را پر كن . بيت :
همين ارباب دين را آب باشد * حسودان را جگر در تاب باشد
آن حضرت به فرمودهء جبرئيل آنچه فرموده بود به تقديم رسانيد و عون ربانى و نصرت آسمانى ملهم گرديد . پس پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - اصحاب را دلدارى فرمود و محل قتل ابو جهل و عتبه و شيبه و باقى كفار را به احباب نمود . بيت :
گهر زين گونه استاد سخن سفت * كه شد آن نوع كان فخر بشر گفت
مروى است كه سعد معاذ در آن روز به جهت آن سرور از چوب خرما و از گياه صحرا سايبانى ساخت و لوايى و اسبى و شترى لايق براى آن سرور بداشت و گفت : يا رسول اللّه ! شما در اين سايه در آئيد و به راحت برآسائيد تا ما حرب كنيم و بر يكديگر حمله
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 140 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى