تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
روى به راه آوردند . چون به منزل وادى صفراء رسيدند ، عرض لشكر خود كردند نهصد و پنجاه مرد شمشير زن و دلاوران دلير مردافكن و صد اسب تازى و هفتصد شتر عربى با نيزه‌هاى آبدار و شمشيرهاى صاعقه كردار بودند . خبر به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - رسيد كه قريش متوجه بدر شدند و داعيهء محاربه و مقاتله به لشكر اسلام دارند . آن سرور خواص خود را جمع كرده مشورت فرمودند . بيت :
صلاح كار بايد ديد امروز * كه تا فردا توان گرديد فيروز
و مقصود آن سرور امتحان بود كه معلوم نمايد كه انصار در چه مقاماند زيرا كه انصار در وقتى كه به سيد ابرار در مكه بيعت مىكردند شرط آن بود كه آن حضرت تا در مدينه باشد ايشان در خدمتكارى تقصير ننمايند و اكنون اين موضع مدينه نيست . سعد معاذ و سعد بن عباده به فراست معلوم كردند كه مقصود از اين مشورت ايشانند ، هر دو به يك بار برخاستند و دست بر سينه نهادند و زبان اخلاص گشودند و اظهار صدق و اعتقاد خود نمودند و گفتند : اى سيد دين‌پرور ! و اى برگزيدهء خداى اكبر ! ما ترا به نبوت بشناختهايم و لواى فرمانبردارى تو بر سر ميدان متابعت افراختهايم ، اگر ما را به حرب دريا مىخوانى مىرويم و اگر به دريا به حرب مىفرستى فرمانبرداريم . يا رسول الله ، بيت :
حديثت آيهء جان‌پرور ماست * به هر جا پا نهى آنجا سر ماست
به تو آوردهايم از صدق ايمان * ترا هستيم از جان بنده فرمان
پس رسول چون ديد كه اصحاب تمام از مهاجر و انصار از روى صدق و صفا صافىدماند و از راه مهر و وفا ثابت قدم ، به غايت خوش‌حال و بىحد فارغ بال گرديد و فرمود : اى ياران ! مژده مىدهم شما را به اخذ اموال تجار يا به قتل جماعت كفار . پس مهاجر و انصار در خدمت سيد مختار سوار شدند و به تعجيل تمام برفتند تا به موضع بدر رسيدند و آنجا نزول اجلال فرمودند . آن سرور خود سوار شد و اطراف و جوانب بدر را به نظر درآورد ، ناگاه به پيرى رسيد و به جهت امتحان از او پرسيد كه از