تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

پس على برخاست و برفت و بعد از لحظهاى بازآمد و كاغذى به آن سرور داد . رسول اللّه ، عبد اللّه اسدى « 1 » را كه معتمد بود طلبيد و آن مكتوب را به وى سپرد و فرمود كه در ميان مردم خود برو و آنچه نوشتهام به تقديم رسان و كسى را بر مضمون نامه مطلع مگردان . عبد اللّه چون به ميان قوم خود رسيد و بر مضمون نامه مطلع گرديد ، عكاشه را طلبيد كه مردم خود را جمع كرده به همراهى وى روان گرديد . چون به موضع نخله « 2 » رسيدند بر مردم ظاهر شد كه ايشان به ملاقات پيغمبر بيرون رفتهاند . چون درنگى بر آمد كاروان رسيدند و مردم آن حضرت را بديدند ، به غايت ترسيدند و گرد يكديگر گرديدند . عكاشه ديد كه اگر كاروان اينجا نزول نكند كار تباه گردد و به هيچوجه بر كاروان ظفر نيابند ، مكرى كرد و حيلهاى برانگيخت و سر خود را بتراشيد و چنان نمودند كه قصد عمره دارند و متوجه زيارت بيت اللهاند . اهل قافله خاطر جمع كردند و دور تر رفته بار فرود آوردند و شتران به صحرا فرستادند و هر كدام به گوشهاى به خواب رفتند . بيت :

غبار غم ز صحن سينه رُفتند * شترها را به صحرا برده خفتند
مسلمانان چون آن جماعت كفار را به خواب غفلت ديدند به يك بار بر سر قافله ريختند و يكى را از اهل قافله به قتل آوردند و تمامى مال و اسيران را به نزد آن حضرت آوردند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - آن را بر مردم قسمت كرد . « 3 »

ذكر قضايائى كه در سال دويم از هجرت وقوع يافته و جنگ بدر

« 4 » راويان اخبار نبوى و ناقلان آثار مصطفوى چنين آوردهاند كه در اثناى سال دويم از هجرت ، اصحاب به سمع اشرف پيغمبر رسانيدند كه كاروان قريش از مكه بيرون آمده

هامش
( 1 ) - در سيرت رسول الله : عبد الله بن جحش .
( 2 ) - هر سه نسخه : بنى النخله .
( 3 ) - و از مال غنيمت و اسيران چيزى تصرف نكرد ( تاريخ پيامبر اسلام ، ص 253 ) .
( 4 ) - الف : ذكر بيرون آمدن آن سرور به ادراك كاروان قريش و محاربه نمودن در بدر با مشركان با شقاوت و طيش .
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 135 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى