تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
روايتى ديگر آن است كه روزى پيغمبر در مسجد نشسته بود كه جبرئيل آمد و گفت : يا رسول الله ! طبقات آسمان را زينت دادند و ملائكه شاديها نمودند به سبب آن كه حق سبحانه و تعالى دختر تو فاطمه را به على عقد بست تو نيز ، بيت :
طلب فرما على مرتضى را * به او تسليم كن خير النسا را
و قدرى سنبل و قرنفل نزد آن سرور گذاشت و فرمود : اينها نثار مجلس عقد بوده است . پس على را طلبيد و پيغام جبرئيل به وى رسانيد و روز ديگر آن سرور ، بيت :
به منبر خطبهء غرّا ادا كرد * به عقد آسمانى اكتفا كرد
و روايتى آن است كه جناب پيغمبر نزد فاطمه آمد و گفت : اى دختر ! ترا على به جهت خود خواستگارى مىنمايد . فاطمه هيچ نگفت و خاموش شد . آن سرور از خانه بيرون آمد و على را طلبيد و فرمود كه از اسباب دنيوى چه دارى ؟ على فرمود كه اسب و شمشير و زره . آن حضرت فرمود : زره را به فروش و باقى را نگاه دار و قيمت آن را نزد من آر . على - عليه السلام - آن زره را بفروخت به چهار صد و هشتاد درهم و پيش پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - آورد . آن حضرت مشتى از آن زر برداشت و ابى بكر را طلبيده به وى تسليم نمود و فرمود : به بازار برو و آنچه ضرور است بخر و سلمان و بلال را به همراهى ابا بكر فرستاد . پس ابا بكر به بازار درآمد و اسباب ضرورى بخريد و چيزى خود برداشت و چيزى به سلمان و بلال داد و پيش پيغمبر آوردند . نقل است كه از آن زر ، جامعه و چادر و دستينهاى از نقره و بالش و نهالى و قدح و آسيا دست و آردبيز و سبو و مشك و مشربه بخريدند . و چون اسباب به تمام مهيّا شد آن حضرت فرمود كه كسى برود و اصحاب مرا از خرد و بزرگ همه را بخواند . پس مردمان به موجب فرمودهء پيغمبر حاضر آمدند و على - عليه السلام - را نيز حاضر كردند . رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بعد از خواندن خطبه فاطمه را به زنى به على داد و در حق ايشان دعاى بخير گفت . بعد از آن طبق خرما بياوردند . بعضى از منافقان نيز حاضر بودند ، آن خرما بديدند و با يكديگر گفتند : اين خرما را اگر يك يك به مردم قسمت كنند وفا نمىكند . آن حضرت
آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 132 | أحمد بن تاج الدين استرآبادى