تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
دست حق‌پرست خود به آن خرما ماليد و چند كس را امر فرمود كه مشت مشت خرما برداريد و به حاضران مجلس نثار سازيد . راوى گويد : چندان خرما بر مردم نثار كردند كه هر كس را گمان شد كه برابر خرما كه در طبق بود به او رسيده باشد و حال آنكه در آخر كار طبق همچنان پرخرما بود . بعد از آن پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - زنان را فرمود كه فاطمه را به خانهء على - عليه السلام - بردند و به وى سپردند . بيت :
قرين مهر تابان ماه افتاد * در شاهى به دست شاه افتاد
مزين از دو گوهر شد يكى درج * مه و خورشيد را جا شد يكى برج
و در آخر اين سال چند نوبت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مردم خود را بر سر كفار فرستاد كه از مكه برآمده به رسم تجارت به جانب شام مىرفتند و چند نوبت ديگر نيز به نفس مبارك خود متوجه ادراك كفار قريش شدند اما به هيچ نوع ملاقات گروه دغا و محاربه و مقاتله نمودن به جماعت اعدا واقع نشد . ارباب سير فرق كردهاند ميان غزوه و سريه ، بيت :
اگر همراه بود آن ذات معصوم * به « غزوه » مىشدى آن قصه موسوم
و گر سوى عدو كس مىفرستاد * « سريه » كردى آن را نام استاد

ذكر رفتن حضرت رسالت جناب محمّد مصطفى ( ص ) به غارت كردن كاروان كفار و مراجعت نمودن آن سرور به مدينه

منشيان اخبار نبوى و منهيان آثار مصطفوى چنين آوردهاند كه چون خبر به آن سرور رسانيدند كه ابو سفيان با جمعى از قريش به رسم تجارت به جانب شام مىروند و متاع بسيار همراه دارند آن حضرت به ادراك كاروان و غارت كردن مال ايشان با دويست مرد از مدينه بيرون آمده به سرعت تمام به موضع عشيره رسيدند . خبر به آن سرور رسيد كه كاروان به جانب شام رفته . آن حضرت چون از مدينه بيرون آمده بود داعيه نمود كه به قبيلهء بنى مدلج تعرض رساند . آن جماعت جمعى را از قبيلهء خود پيش پيغمبر