تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار احمدى ( تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمه اطهار ' ع '" ) ( فارسي ) " — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
تنيده بود و گرد و غبار بر آنجا نشسته به نظر درآوردند و گفتند : پيش از ميلاد محمّد عنكبوت در اينجا خانه كرده اگر محمّد اينجا آمدى خانهء عنكبوت پاره شده بيضهء كبوتر باقى نمىماند . بيت :
ملاعين بازگرديدند و رفتند * به سوى گنج پنهان ره نبردند
و چون به مكه رسيدند كفار قريش منادى كردند كه هر كه محمّد را كشته يا زنده بياورد صد شتر سرخ موى بلند كوهان بدهيم و آنچه مراد خاطر او باشد بر آريم . مردم از اطراف و جوانب متوجه گرفتن خلاصهء موجودات شدند .

ذكر بيرون آمدن آن سرور از غار و رفتن به سوى مدينه به جانب مهاجر و انصار

سخن‌سنجى كه كرد اين قصه تقرير * ورق را داده زين سان زيب تحرير
كه چون آن حضرت سه روز يا كمتر در آن غار بسر برد بعد از آن شتران را به موجب وعده آوردند . پيش از طلوع آفتاب آن سرور و ابى بكر سوار شدند و آن روز و آن شب و روز ديگر شتران را به سرعت هر چه تمامتر راندند . در اثناى طريق و در گرمى هوا سنگى عظيم پيدا شد كه فى الجمله سايه انداخته بود . آنجا لحظهاى فرود آمدند و به غايت گرسنه و تشنه ، ناگاه گوسفندى چند و چوپانى پيدا شد و قدرى شير پيش آن سرور آورد ، با هم تناول كردند و از آنجا سوار شده شتابان از بيم كافران در آن بيابان مىراندند تا به خانهء ام معبد رسيدند و از او ما حضرى طلبيدند . چيزى حاضر نبود مگر گوسفندى كه از لاغرى بر جاى خود مانده بود و قدم بر قدم بر نمىتوانست نهاد . آن حضرت فرمود كه مرا دستورى ده كه وى را بدوشم و بنوشم . ام معبد گفت : اين گوسفند شير ندارد و از لاغرى بر جاى مانده به چرا رفتن نمىتواند . القصه آن سرور دست حق‌پرست خود در پستان او كشيد و او را بدوشيد و بنوشيد و هر كس در آن خانه بود شير سير خوردند و هر ظرف كه آنجا حاضر بود آن حضرت پر