نتوانند كه محاربه كنند كه انتقام محمد بكشند به ضروريت به ديت راضى شوند ، شما به جاى يك ديت ، صد ديت بدهيد و از بلا و محنت برهيد . آن پير نجدى گفت : اكنون سخن تمام كردى و آنچه شرايط دانش بود به جاى آوردى . بيت :
بود خوش گفتهء نيكو شنيدن * به گفت او عمل بايد نمودن
ذكر محاصره نمودن كفّار در شب هجرت ، سيّد ابرار را و فرار نمودن آن سرور از كفّار به فرمودهء ملك جبّار و به جاى خود گذاشتن حيدر كرّار را
چون كفار عرب به اتفاق ابو جهل و ابو لهب از هر قبيله مردى را تعيين كردند و به دست هر يك شمشير كين دادند و به قصد قتل سيد المرسلين فرستادند چنانچه آيهء كريمهء :
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِك الَّذِين كَفَرُوا لِيُثْبِتُوك أَوْ يَقْتُلُوك أَوْ يُخْرِجُوك وَ يَمْكُرُون وَ يَمْكُرُ اللَّه وَ اللَّه خَيْرُ الْماكِرِين
« 1 » از آن خبر مىدهد جبرئيل ( ع ) آمد و آن حضرت را از آن حال واقف گردانيد و فرمود كه : ان اللّه يأمرك بالهجرة . اى محمد ! خداى مىفرمايد كه امشب در خانهء خود خواب مكن و تهيهء هجرت نموده به جانب مدينه شتاب كن . پس آن حضرت على - عليه السلام - را طلبيده و از حكايت جبرئيل واقف گردانيد و گفت : من به مدينه هجرت مىكنم و ترا به جاى خود مىخوابانم . بيت :
به جاى خواب من بيدار مىباش * به حمد خالق دادار مىباش
و على بن ابى طالب را به جاى خود خوابانيد و برد سبز خود بر وى پوشانيد و او را به خداى سپرد و از آنجا بيرون آمده روى به راه آورد و سورهء ياسين بنياد كرد و چون ؛
مِن بَيْن أَيْدِيهِم سَدًّا وَ مِن خَلْفِهِم سَدًّا
« 2 » تا آخر بخواند مشت خاك برداشت و به جانب اعداء روان شد . اما اعداء آمده بودند و بيرون حجرهء رسول خدا در خواب غفلت رفته ، بر فرق هر يك قدرى خاك ريخت و برفت . بيت :
هامش
( 1 ) - الانفال 8 / 30 .
( 2 ) - يس 36 / 9 .