جهات قطع مسافت بعيده مىكرد و متعاقب آواز مىشنيد كه ادن منّى و هر مرتبه كه مىشنيد ترقى عظيم مىكرد و در تتق نور ذات الهى احديت خداوند بىچون سير مىفرمود تا به مرتبهء « دنى » رسيد و از آنجا ترقى كرده خود را به مرتبهء « تدلّى » رسانيد ، به واسطهء استيلاى نور حق بر آن سرور از هستى خود متخلع شده و به خلوتگاه « قاب قوسين » رسيد . و در باب قاب قوسين سخن بسيار است از آن جمله يكى آن است كه در ميان عرب قاعده چنان است كه هرگاه عهدى مىكردند و توثيقى مىفرمودند كه تغيير آن ندهند و خلاف آن محال داشتند هر يك از همعهدان ، كمان خود حاضر مىكردند و يك تير بر آن هر دو چله محكم كرده مىانداختند . يعنى : موافقت است ميان ايشان به مرتبهاى كه رضاى يكى عين ديگر باشد و همچنين غضب احدى غضب ديگرى باشد .
اينجا اين معنى مؤدى شده كه ميان خدا و رسول محبت به نوعى مؤكّد شد كه مقبول خدا مقبول رسول باشد و غضب خدا غضب رسول باشد و آيات كريمهء :
وَ لِلَّه الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِه
« 1 » ؛
وَ مَن يُطِع اللَّه وَ رَسُولَه *
« 2 » ؛
وَ مَن يَعْص اللَّه وَ رَسُولَه *
« 3 » ؛ مشعر اين معنى و مصدق اين دعوى است . مروى است كه آن حضرت مىفرمايد كه خداوند تعالى بر من تجلّى كرد ، دانا گشتم به آنچه در آسمان بود و زمين ، بعد از آن خطاب كرد كه اى محمّد ! انا و انت ، و ما سوى ذلك خلقتها لاجلك . رسول فرمود : انت و انا ، و ما سوى تركتها لاجلك بيت :
به خلوتگه لايزالى شنود * كلامى كه محتاج آلت نبود
محمد خواست عزّ ملت خويش * شفاعت خواست بهر امّت خويش
برآمد انجم اوج مرادات * مقرر گشت اركان عبادات
حريم راز را گرديد محرم * به يك دم ساخت كار هر دو عالم
حجاب افتاد از رخسار اسرار * زبان عاجز بود اينجا ز گفتار
هامش
( 1 ) - منافقون 63 / 8 .
( 2 ) - نساء 4 / 14 .
( 3 ) - نساء ، 4 / 13 .