كه مىخواهد شروع كند به تعليم علوم نظرى ، بايد بالفطره داراى استعداد براى علوم نظرى باشد و داراى شرايطى باشد كه افلاطون در كتاب سياست ذكر كرده است و آن عبارت است از اينكه خوشفهم بوده و قدرت تصور اشيا را به خوبى داشته باشد ، آنگاه نسبت به رنجى كه در حين تعلم خواهد كشيد صبور و تحملكننده باشد و اينكه بالطبع دوستدار راستى و اهل آن باشد و عدل و اهل آن را دوست داشته باشد نه اينكه در آنچه هواى اوست سركش و لجوج باشد و اينكه نسبت به خوردنىها و نوشيدنىها ، ميل افراطى نداشته باشد و لذات جنسى و درهم و دينار و آنچه از اين جنس است را از روى طبيعت پست ببيند و اينكه نفسش نسبت به كارهايى كه نزد مردم زشت به حساب مىآيد حالت بزرگى داشت باشد و اينكه با ورع بوده ، نسبت به خير و عدالت ؛ به آسانى مطيع گردد و نسبت به شر و ستم ، به راحتى سر خم ننمايد و اينكه نسبت به كار خوب داراى ارادهء قوى باشد . سپس اينطور باشد كه بر اساس قوانين و نواميس و عاداتى كه برخاسته از نظرات است ، رشد كرده باشد و اينكه اعتقاد درستى نسبت به آراى ملتى داشته باشد كه بر اساس آن رشد كرده است و به افعال فاضلهاى متمسك باشد كه در ملّت خودش هست ، آن دسته از اين افعال كه مخل به تمام آنها يا به مهمترين آنها نباشد و اينكه با اينهمه به فضايل تمسك نمايد كه در نزد مشهور ، فضايل به حساب مىآيند بدون اينكه خللى در افعال جميلهاى ايجاد كند كه در مشهور جميل به حساب مىآيند . جوان اگر چنين باشد و آنگاه شروع
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٧٦