كند به تعلم فلسفه و آن را ياد بگيرد ممكن است به فيلسوف دروغين و فيلسوفنما و فيلسوف باطل تبديل نشود .
آتش هراكليتس
62 . فيلسوف باطل كسى است كه علوم نظرى براى او حاصل مىشود بدون اينكه آنها با كمال نهايى آن در او تحقق يافته باشند ؛ يعنى نمىتوان آنچه به طور علمى يافته است را از راههاى ممكن در غير از خودش ايجاد كند و فيلسوفنما « 1 » كسى است كه علوم نظرى را فرامىگيرد و نه مىخواهد و نه خود را نسبت به افعال فاضلهاى كه به حسب ملت خاص ، فاضله به حساب مىآيند عادت مىدهد و نه نسبت به افعال جميلهاى كه در مشهور ، جميله محسوب مىشوند در خود عادتى ايجاد مىكند ، بلكه در هرچه رخ دهد ، تابع هوا و شهوات خود است و فيلسوف دروغين « 2 » كسى است كه علوم نظريه را بدون آنكه طبعش براى آنها آماده باشد ياد مىگيرد . فيلسوف دروغين و فيلسوفنما ( مزور و بهرج ) ، اگرچه علوم نظريه را به طور كامل فرابگيرند در آخر كار آنچه با خود دارند را اندكاندك از كف مىدهند تا اينكه به سنى مىرسند كه در راه فضايل ، زمانى است كه انسان [ به طور معمول ] در آن سن به كمال فضايل مىرسد ، علوم آنها
هامش
( 1 ) . كلمهاى كه فارابى به كار مىبرد فيلسوف بهرج است : بهرج در لغت يعنى - دروغين - آنچه ظاهرش آراسته شده و . . . .
( 2 ) . در ابتداى اين بخش فارابى كلمه فيلسوف روز را به كار برد ، در اينجا دو نسخه وجود دارد فيلسوف مزور و فيلسوف زور .