تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
او نيست ، بلكه از جهت كسانى است كه به او گوش جان نمىسپارند يا كسانى كه ديد كافى ندارند كه به او گوش دل بسپارند . با اين بيان ملك و امام در ذات خود و يا ماهيت و صناعت خود ملك دايم است ، چه كسى پيدا شود كه از او بپذيرد و يا اين‌كه كسى پيدا نشود . همان‌طور كه طبيب به سبب ماهيت خود و قدرتى كه به علاج بيماران دارد طبيب است ، بيمارى يافت شود يا نشود يا اين‌كه آلاتى پيدا شود كه آن‌ها را به كار بگيرد يا پيدا نشود ، ثروتمند باشد يا فقير زيرا اگر هيچ يك از اين‌ها نيز وجود نداشته باشند طب او زايل نمىشود . به همين شكل امامت امام نيز زايل‌شدنى نيست و همين‌طور فلسفهء فيلسوف و پادشاهى پادشاه حتى اگر آلاتى وجود نداشته باشند كه آن‌ها را در امر خود به كار بگيرد و حتى اگر مردمى وجود نداشته باشند كه در راه رسيدن به مقصود خود آنان را به خدمت بگيرد .

فلسفه ، تحفهء يونانيان

64 . فلسفه‌اى كه اين ، صفات آن است از جانب يونانيان به ما رسيده است ؛ از افلاطون و ارسطو و هيچ‌يك از آن دو فلسفه را به ما پيشكش نكرده‌اند مگر اين‌كه به همراه آن ، راه‌هاى رسيدن به آن ، راه‌هاى پديد آمدن آن ، حتى اختات اوبادت را نيز به ما ارائه كرده‌اند .

فلسفهء واحد

65 . ما اول به ذكر فلسفه افلاطون مىپردازيم و اندك‌اندك فلسفهء او را
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 79 | أبو نصر الفارابي / على اكبر جابرى مقدم