كه فيلسوف باشد . و همينطور فيلسوفى كه فضايل نظرى را به دست مىآورد ، اگر داراى قدرتى نباشد كه آنچه به دست آورده است را در تمام اغيار به صورتهاى ممكن ايجاد كند ، آنچه به دست آورده است باطل است .
ممكن نيست احوال و شرايطى را كه به واسطهء آنها معقولات ارادى بالفعل موجوديت مىپذيرند استخراج نمود ، مگر اينكه شخصى داراى فضيلت فكريّه باشد و فضيلت فكرى ممكن نيست در كسى بدون فضيلت عمليه پديد آيد و با اينهمه ، ايجاد آنها در ديگران به صورتهاى ممكن قابل وقوع نيست ، مگر با دارا بودن نيرويى براى اقناع خوب و تخيلى قوى .
فيلسوف ، امام ، قانونگذار
57 . بنابراين مقصود از امام و فيلسوف و واضع نواميس و قوانين يك چيز است . با اين تفاوت كه نام فيلسوف از اين ميان بر فضيلت فكرى دلالت مىكند . با توجه به اين نكته كه اگر مقصود ، فضيلت نظرى در آخرين درجهء كمال آن ، از تمام وجوه است ، لازم است كه به ضرورت در آن ، ساير قوا نيز وجود داشته باشند و وقتى به اين شخص قانونگذار گفته مىشود ، اين لفظ دلالت مىكند كه او به خوبى از شرايط معقولات عملى آگاه بوده و نسبت به استخراج آنها قدرت دارد ، مىتواند آنها را در امتها و شهرها پديد آورد و اگر در اينجا لحاظ شود كه اين امور از روى علم وجود دارد ، لازم است كه قبل از