مىشود و اقامهء معناى آن در نفس و سپس با وقوع تصديق به آنچه فهميده شده و معنايش در نفس قائم گشته است و فهميدن چيزى بر دو نوع است : يكى اينكه ذات آن تعقل شود و ديگرى به اينكه صورت مثالى كه از آن حكايت مىنمايد تخيل شود و وقوع تصديق به يكى از اين دو راه است : يا از راه برهان يقينى و يا از راه اقناع و هرگاه علم موجودات حاصل شده يا مورد تعليم قرار گيرد ، اگر خود معانى آنها مورد تعقل قرار گيرد و تصديق به آنها از راه براهين يقينيه واقع شود ، آن علم شامل معلومات فلسفى است و اگر با تخيل صورتهاى مثالى كه از آن حكايت مىكند واقع شده و تصديق به آنچه خيال آن شكل گرفته ، از راههاى اقناعى روى دهد ، آنچه آن معلومات را در برگرفته است با نامگذارى قدما ملّة ناميده مىشود و اگر خود آن معلومات گرفته شده و طرق اقناعى در آنها به كار گرفته شود ، ملكهاى كه شامل آن مىشود فلسفهء ذائقهء مشهوره [ و ] برانيه ناميده مىشود . پس روشن شد كه ملة نزد آنان از فلسفه حكايت مىكند و اين دو نام هر دو شامل يك دست موضوعات مىشوند و هر دو به مبادى نهايى موجودات مىپردازند ؛ بدين معنا كه آنها علم مبدأ اول و سبب آغازين موجودات را ارائه مىنمايند و از غايت نهايى سخن مىگويند كه انسان براى آن پديد آمده است ، كه همان سعادت نهايى باشد و همينطور از غايت نهايى هريك از موجودات ديگر سخن به ميان مىآيد . پس هرچه از اين حقايق را كه فلسفه به صورت معقول يا مقصور ارائه مىدهد ، ملة آن را به صورت متخيل مىنماياند
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٦٩