مىكوشد كه آنها مثالهايى مشترك بوده و از راههاى اقناعى مشترك براى جميع امّتها و شهرها باشد ، پس بعد از آنچه ذكر آن گذشت ، به برشمردن كارهاى ناشى از فضايل و صنايع عمليّه جزييه محتاج است و اينها چيزهايى هستند كه شرايطى كه در گذشته از آن سخن به ميان آمد در آن شرط شده است و براى آنها راههاى اقناعى مشورتى قرار مىدهد كه به وسيلهء آن ارادهها را به سمت آنها متوجه سازد . در اين كار گفتارهايى را مورد استفاده قرار مىدهد كه به وسيلهء آن فرامينش مورد اطاعت قرار گيرد و گفتارهايى كه موجب انفعال شده در اخلاق اثر نموده بر اثر آنها نفوس شهرنشينان خاشع شده ، پذيراى كلام و رفيق و ضعيف شوند و در مورد چيزهايى كه بر ضد اين است ، از گفتارهايى استفاده مىكند كه باعث انفعال شده در اخلاق اثر نموده ، نفوس شهرنشينان به واسطه آن قوى شده ، احساس عزت و سختى و استوارى نمايد و اينهمه را عينا در مورد پادشاهانى كه با او همراهاند و آنها كه بر ضد او هستند و در مورد مردم و كسانى كه از آنها كار مىخواهند و كسانى كه دشمنان او از آنها كارى مىخواهند و در مورد افراد برتر و در مورد مخالفين آنها به كار مىبرد . بدين ترتيب ، در مورد چيزهايى كه به خودش اختصاص دارد از گفتارهايى استفاده مىنمايد كه نفوس مردم از آنها خاشع و خوار شده و در مورد مخالفان خودش از گفتارهايى كه به وسيلهء آنها نفوس عزيز و سخت و قدرتمند گردد و گفتارهايى كه به وسيلهء آنها مخالفين اين آرا و افعال را از راههاى اقناعى نقض نمايد و گفتارهايى كه آرا آنان را
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٥٩