از راهى كه به كار بردن صنايع منطقى و عادتهايى كه از به كار بردن آنها پديد مىآيد پيش روى انسان مىگشايد ممكن است . راه ديگر راه اكراه است . اين را در مورد افراد سركش و عصيانگر اهل شهر يا امّت مورد استفاده قرار مىگيرد ، كسانى كه خود به طور دلبخواه ، از نزد نفس خودشان براى كار خوب اقدام نمىكنند و سخن نيز در آنها اثرى ندارد . روش برخورد با كسانى كه از فراگيرى علوم نظريهاى كه به آنها ارائه مىشود سرپيچى مىكنند نيز به همين شكل است .
هنر رياست يا پادشاهى
47 . بنابراين اگر فضيلت پادشاهى يا صناعت پادشاهى عبارت است از به كار گرفتن افعال مربوط به فضايل صاحبان فضايل و صناعات صاحبان صناعات جزييه ، ضرورتا لازم است كه كسى كه آنها را در راه تاريك امّتها و اهل شهرها به كار مىبرد ، از اهل فضايل و صنايع بوده از دو طايفهاى باشد كه در آغاز گفتيم ، تا از يك طايفه در راه تأديب كسانى كه به طور دلبخواه تأديب مىشوند كار بخواهد و از طايفه ديگر در راه تأديب آنان كه به طور اكره ادب مىشوند طلب كار كند ؛ مثال اين مطلب چيزى است كه نزد ارباب منازل و كسانى كه مسؤوليت كودكان و نوجوانان را به عهده دارند ديده مىشود ، چرا كه پادشاه همان ادبكنندهء امّت و معلم آن است . همانطور كه صاحب خانه ادبكنندهء اهل منزل و معلم آنان محسوب مىشود و قيم بچهها و نوجوانان ادبكنندهء آنان و معلمشان نيز به حساب مىآيد .