و همانطور كه هريك از اين دو ، بعضى از افرادى را كه ادب مىكنند با رفق و اقناع ادب مىكنند و برخى ديگر را با اكراه ، همانطور نيز پادشاهان گاهى اكرها تأديب مىكنند و گاهى توأما دلبخواه ، اين مسأله به دليل ماهيت يكسانى است كه در اصناف مختلف مردمى كه مورد ادب قرار مىگيرند وجود دارد . روشن است كه اين مسأله از نظر كمى و زيادى متفاوت بوده [ كوچكى و بزرگى اين نيرو به عظمت قوت تأديب امتهاست ] « 1 » اين نيروها در كار رسيدگى به تأديب كودكان و نوجوانان و تأديب ارباب منازل نسبت به اهل آن نيز متفاوت است . به همين شكل ، بزرگى اين نيرو در قوامبخشان و تربيتكنندگان امّتها كه پادشاهان باشند نيز تفاوت دارد ، همينطور در مورد اينكه چه كسى اينها را استفاده مىكند و اينكه چه چيزى در تأديب امّتها و شهرها به كار مىرود و اينكه به مهارتهايى احتياج است كه تأديب غير اجبارى به وسيلهء آن به قوىترين درجه برسد و مهارتهايى كه تأديب اجبارى و همراه اكراه نيز به وسيلهء آنها به قوىترين درجه برسد و اين از مهارتهاى جزيى است و عبارت است از قدرت بر تدبير خوب نيروهاى لشكر و استعمال آلات حرب و مردان رزمنده براى غلبه بر امّتها و شهرهايى كه به انجام افعالى كه به وسيلهء آن به سعادتى مىرسند و انسان براى آن آفريده شده است ، عادت نكردهاند .
اهل فضايل و صنايع منطقيه
48 . نكتهاى كه بايد ذكر شود اين است كه هر موجودى آفريده شده
هامش
( 1 ) . نسخهء ب اين عبارت را ندارد .