كه از سه عنوان فوق انتزاع مىشود براى تكتك امتها . با اين بيان تعداد علومى كه انتزاع مىشوند به عدد امتها خواهند بود به طورى كه هر عملى شامل تمام اشيايى شود كه آن امّت به وسيلهء آن كامل شده و به سعادت مىرسد . پس بدين ترتيب لازم است با توجه به تكتك امتها يا اقوام يا انسانها ، به سراغ علومى رفت كه آن مورد خاص را به سعادت مىرساند و فقط آنچه بايد به وسيلهء آن يك امّت خاص را تأديب نمود ، محفوظ داشت و چيزهايى كه در راه تأديب آن امّت به كار مىرود را به طور اقناعى شناخت و سزاوار است كسى كه آنچه يك امّت خاص بايد فرابگيرند را حفظ مىنمايد ، انسانى يا قومى باشد كه داراى نيروى استنباط قوى باشد و در جنس افرادى كه اين علم براى آنها حفظ مىشود مانند آن به كسى اعطا نشده باشد ، همچنين سزاوار است كسى باشد كه در قيام به يارى اين فكر و نقض كردن ضد آن و بر نيكويى تعليم آن ، نسبت به آن امّت خاص داراى قدرت باشد و در تمام اينها قصدش به تحقق رساندن مقصود رئيس اول در امّت [ ى كه براى آن امّت آنچه به او اعطا شده داده شده است ] باشد .
اين شخص يا اشخاص كسانى هستند كه با رغبت و توأما در تأديب امّتها به كار گرفته مىشوند و بهتر آن است كه در هريك از اين افراد كه كار تأديب امتها به آنها سپرده مىشود ، فضيلت جزييه و فضيلت فكريهاى وجود داشته باشد تا از اين دو به هنگام نياز ، در كار استفادهء درست از لشكريان در وقت جنگها نفع ببرند ، به شكلى كه در هريك از اين افراد ، هر دو وجه ماهيت تأديب وجود داشته
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٦٢